غرب و مهدویت صفحه 2

صفحه 2

مقاومت گرا در طول تاریخِ پرفراز و نشیب اسلام بوده است. در طول چهارده قرن گذشته، تاریخ اسلام و تشیع، متمهِّدان (کسانی که ادعای مهدی بودن داشته اند) بسیاری را به خود دیده است. حجم گستردۀ کتاب «الغیبه»ها، شاهدی بر توجه و اقبال نویسندگان و متفکران اسلامی به موضوع مهدویت است.

ماهیت انقلابی و تهاجمی این آموزه، آن را از سایر گزاره های دینی متمایز گردانیده است. ترکیب این آموزه با سیاست و ایدئولوژیزه شدنش، ماهیت غیرخنثی و انفجاری آن را آشکار می کند.

سران نظام سلطه به خوبی دریافته اند که در حال حاضر، مهم ترین منادی رهایی بخش مردم جهان از سیطرۀ حاکمیت های استعماری، اسلام به طور اعم و انقلاب اسلامی ایران به طور اخص است؛ جریانی که با برخورداری از تفکر آخرالزمانی عظیم و انرژی زا، از عوامل هراس و اضطراب کشورهای غربی است.

ضرورت بحث از رویارویی غرب با مهدویت

با پدیدار شدن غرب مدرن و استیلای فرهنگ تجدد، تحولی بنیادین در همۀ وجوه و شئون زندگی فردی و اجتماعی مردم سراسر جهان اتفاق افتاده است. این تحول به انزوای هویت سنتی و ایجاد جهان جدید در تار و پود زندگی بشر انجامیده است؛ تا جایی که انسان سنتی را در پارادوکس سنت و تجدد سرگشته کرده است. بی هویتی و اِلینه شدن انسان مدرن در مسلخ مدرنیته، خود، راز سر به مُهری است که تنها با جراحی و بازشکافی این گلادیاتور آهنین آشکار می شود. نفوذ فرهنگ غرب در قالب قدرت سیاسی برتر، میل به جهان گشایی و تفوّق طلبی و ترسیم یوتوپیایی از جنس غربی در پایان تاریخ از سوی فلاسفه و اندیشمندان غربی، ناگزیر این تمدن مهاجم را در مقابل باورهای پویا و پیش رو اسلام قرار داد.

مشتعل شدن شعله های تمدن اسلام با بروز انقلاب اسلامی ایران در نیمۀ دوم قرن بیستم که به پایین کشیدن پرچم سکولاریزم جهانی انجامید، پایانی بر حاکمیت و سلطۀ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه