غرب و مهدویت صفحه 40

صفحه 40

ناگزیر بر فرد تحمیل می کند، ملال آور و بیهوده می نماید. بنابراین، فردگرایی گام بعدی را در تکامل اومانیسم برداشت. اگر در اومانیسم، انسان، محور هستی قرار می گرفت در فردگرایی، فرد با همۀ خصوصیات فردی اش معیار و میزان است.(1)

با ظهور فردگرایی که از مشتقات انسان محوری است، ادعا شد که هیچ قدرت بیرونی نباید بر خواسته های فردی فرمان براند و یگانه معیار حقیقت همان فرد است. در اندیشۀ فردگرایی، زندگی هر فرد به خود او تعلق دارد و می تواند با آن هر طور که مایل است، رفتار کند. در این دیدگاه، میل انسانی مهم ترین جایگاه را دارد و چنان قدرتی دارد که اخلاق و آرمان های اجتماعی نیز باید خود را با آن تطبیق کنند و اساساً سیاست و اخلاق باید بر مبنای امیال شکل گیرد. بر اساس تلقی فردگرایی، عقل، قدرت شناخت اهداف و گزینش خوب از بد را ندارد. در این طرز تلقی، عقل فقط خدمتکار و بردۀ شهوات و خواهش ها قلمداد می گردد.

بر پایۀ مفهوم فردگرایی در غرب، به تدریج مجموعه ای از اندیشه های سیاسی، حقوقی و اقتصادی شکل گرفت و پایه های تمدن غرب جدید را پی افکند. شعارهایی چون برابری، آزادی فردی، حقوق بشر، حق مالکیت و... همگی برگرفته از مبانی برخاسته از فردگرایی است.

از آن جا که اساس تفکر خودخواهی بر تمایز و تشخص فردیت انسان نهاده شده، نظام روابط حاکم بر فرد انسان نیز بر محور فردیت انسان شکل گرفته و منیّت و تمایلات دنیوی و ساحت مادی انسان، اساس امور قرار داده شده است؛ بنابراین، فردپرستی، مستلزم محدود شدن ارتباط انسان با خویشتن به بعد جسمانی و طبیعی و


1- محمدرضا زیبایی نژاد و محمدتقی سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیتی زن در اسلام، ص29.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه