غرب و مهدویت صفحه 66

صفحه 66

شرق و از جمله ممالک اسلامی روانه شدند. در طول چندین سدۀ اخیر، بسیاری از مستشرقان از ملیت های مختلف دربارۀ اسلام و تمدن اسلامی به تحقیق و مطالعه پرداخته، کتاب ها و مقالات متنوعی در این زمینه به رشتۀ تحریر درآورده اند.

گرچه خدمات ارزندۀ برخی مستشرقان در شناساندن اسلام، قابل تحسین و تقدیر است، اما هیچ گاه نمی توان از غرض ورزی ها، خیانت ها، تحریف ها، تهمت ها و خلاف واقع گویی های طیف گسترده ای از آنان چشم پوشی کرد. پاره ای از خاورشناسان به نوعی جاده صاف کن و از عوامل سلطۀ غربی ها بر شرق بوده اند و خود را مأمور تخریب شرق و هر آنچه شرقی است، می دانند. بعضی نیز خود را وقف بازبینی و بازخوانی میراث شرق کرده اند.

پس از رنسانس و شکوفایی تمدن غرب، مرحلۀ تازه ای در اسلام شناسی آغاز گردید و میسیونر اسلام ستیز قرون وسطا، جای خود را به مستشرق (شرق شناس) داد؛ در واقع، اسلام ستیزی با نام اسلام شناسی در روندی خاموش و سیر مطالعات علمی هدف دار، ادامه یافت. استعمار با استفاده از مسیحیت و علمای مسیحی، یورش جدیدی را علیه اسلام و کشورهای اسلامی آغاز کرد. ابتدا در شکل مبارزۀ سیاسی نظامی و در قالب تصرف و مستعمره کردن سرزمین های اسلامی و غالب ساختن حاکمیت دول مسیحی اروپایی استعمارگر بر این ممالک، اقدام کرد و در ادامه با ظهور استعمار جدید (نئوکلنیالیسم) بیشتر در شکل تهاجم فرهنگی، اقدامات تبلیغی و تبشیری و تخریب فرهنگ های ملی مذهبی این ممالک، اهداف خویش را دنبال کرد.

دشمنیِ مسیحیت غرب با اسلام، به قرون وسطا محدود نمی شود، بلکه ضعف و حقارتی که اروپاییان غربی در برخورد با تمدن اسلامی، به ویژه در جریان جنگ های صلیبی در خود احساس کردند، باعث شد که پس از رنسانس نیز این دشمنی ها، تهمت ها و حملات بر اسلام هم چنان ادامه یابد. در سدۀ پانزدهم میلادی (نهم هجری) که کار اکتشاف بالا گرفت، اندیشۀ قرون وسطاییِ ضداسلامی اروپا در چارچوب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه