غرب و مهدویت صفحه 74

صفحه 74

در یک تقسیم بندی، آشنایی تمدن غرب با آموزۀ مهدویت و ماهیت تعارض گونۀ آن با منافع واحدهای غربی و استعماری را می توان در بروز سه حادثۀ تاریخی بازخوانی کرد. این حوادث و پیش آمدها هریک به نحوی، زمینۀ هرچه بیشتر آشنایی و شناخت غرب از ظرفیت های بالای آموزۀ مهدویت را فراهم کرده است؛

1. تأسیس فرقۀ بابیت و بهائیت: شاید بتوان گفت، اولین اتفاقی که به صورت رسمی، جهان غرب را با اندیشۀ مهدی گرایی آشنا کرد، جریان بابیت و بهائیت در ایران بود. هم زمان با ظهور دولت صفویه در ایران و اوج گیری اهداف استعماری غرب دربارۀ شرق، ایران شیعی، به عنوان سپر دروازۀ هند از دست حکام سنّی مذهب عثمانی، نقش ویژه ای پیدا کرد. این آغازی برای مطالعات عمیق ایران شناسانه و شیعه شناسانه بود.

مسئلۀ مهدویت و توجه غربی ها به این موضوع که در اعتقادات اسلامی، به خصوص شیعی، منجی زنده ای حضور دارد و زمانی هم ظهور می کند، اهداف استعمارگران کهنه کار غربی را به سمت این عنصر پویا به عنوان عامل تحریک کننده و ایجاد دودستگی و اختلاف در بین شیعیان، پیش برد. همۀ کسانی که درک عمیق و دقیقی از تاریخ معاصر دارند، به این حقیقت واقفند که بابیت و بهائیت، مسلک هایی اند که دست تزویر سیاست، آن ها را به شمایل مذهب آراست و به جان ملت مسلمان ایران انداخت، تا از رهگذر تفاسیر ارتجاعی و خرافی آن ها و ایجاد تشتت در امت اسلامی، هستۀ دینامیک و روح پویای اسلام و مذهب تشیع را منفعل گردانند و راه برای استیلای استعمار هموار کنند. مسلک های استعماری بابیت و بهائیت، با تعقیب این اهداف، جدایی دین از حوزۀ سیاست را سرلوحۀ آموزه های خود قرار دادند.

در قرن نوزدهم میلادی، هم زمان با حکومت قاجار در ایران، اروپاییان و به ویژه انگلیسی ها تحت تأثیر تغییرات و تحولات جدید و با تکیه بر انقلاب صنعتی توانستند در آستانۀ توسعه و پیشرفت قرار گرفته و اکثر کشورهای توسعه نیافته در آسیا، آفریقا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه