استعمارگران روسی و انگلیسی با هدف تسلط بر ایران و منافع آن، با اختلاف افکنی و فرقه سازی (بابیت و بهائیت) سعی در خدشه دار کردن اصل امامت و ولایت، اصلی ترین اعتقاد و مانع بر سر راه رسیدن به اهداف استعماری و اقتصادی، زمینه های پیدایش این جریانات را به وجود آوردند و با عَلَم کردن سیدعلی محمد باب در این دوره (قاجار)، آشکارا از این جریان حمایت کردند. فرقه سازی و جلوه دادن آن به عنوان جنبش های اجتماعی، با استفاده از آموزه های دینی، از حربه های استعمارگران غربی در یکی دو قرون گذشته بوده است. آن ها دریافتند که فرهنگ مهدویت و اعتقاد به مهدی موعود(عج)، یکی از مهم ترین موانع سلطۀ آنان بر کشورهای اسلامی است؛ لذا با سوءاستفاده از جهل مردم، فرقه های ضاله ای با سوء تأثیرپذیری و برداشت ناصحیح از اندیشۀ مهدویت پدید آوردند که راه برای پذیرش فرهنگ منحطّ غرب برای مسلمانان فراهم کنند.
حوادث و پدیده های اجتماعی، تحت تأثیر اوضاع خاص جوامع به وجود می آیند. ارزش ها و باورهای دینی، اگر به درستی در جامعه عرضه نشود، فرهنگ جامعه در معرض آسیب های جدّی قرار خواهد گرفت. عواملی نظیر درک سطحی مردم از امام زمان(عج)، پای بندی توده به فرهنگ انتظار و مهدویت، ناهنجاری های اجتماعی و اوضاع متشنج سیاسی عصر قاجار، بهترین فضا را برای فرصت طلبان غربی پدید آورد تا با مطالعه روی مسئلۀ مهدویت، به تأسیس فرقه ای به نام بابیت در ایران دست بزنند، تا بدین وسیله عاملی برای تشتت، تفرقه و بحران های مذهبی باشد. از آن جا که سیاست بیگانگان و دولت های خارجی که با نگاه استعماری در ایران حضور یافته بودند، رسیدن به اهداف شوم خود بود، زمینۀ آشوب و شکستن وحدت ملی را فراهم آوردند، ولی فرهنگ منسجم ایران و اقتدار علما، مانع نفوذ بیشتر آنان شد؛ لذا برای در هم کوبیدن این انسجام و اقتدار، بر اساس مطالعات دیرین خود در اندیشۀ تشیع (امامت و مهدویت)، فرقۀ بابیه را به وجود آوردند و از آن حمایت کردند. اساساً بر هم زدن وحدت ملی در جامعۀ ایرانی و ایجاد تشتت مذهبی، حذف نهاد مرجعیت دینی و