غرب و مهدویت صفحه 84

صفحه 84

درک صحیح از غرب، نیازمند بازتعریف جهان غرب از فرایندهای نهفتۀ موجود در واحدهای بنیادین آن است. تا زمانی که قالب های ادراکی غرب بازسازی نشود، طبیعتاً هیچ گونه امیدی به درک درست ما از غرب و رابطۀ آن با اسلام وجود ندارد. در گفتار دوم، به بررسی مؤلفه ها و مبانی فکری تمدن غرب پرداخته و در گفتار آخر، مبانی و اصول فکری و فرهنگی اسلام را پردازش کرده ایم تا با ایجاد امکان داوری ارزشی، تقابل و تعارض دو تمدن را به لحاظ ساختاری بررسی کرده و نتیجه بگیریم که تعارض فرهنگ و تمدن اسلامی با تمدن غربی، پیش از این که به خاستگاه جغرافیایی در تمدن یا منازعات سیاسی دولت های طرفین، مرتبط باشد، بسیار عمیق تر و بنیادی تر است و ریشه در معرفت شناسی، انسان شناسی و در کل، تضاد دو نوع جهان بینی با هم دارد که در صورت بندی های رویینی (حوزۀ دیپلماسی، سیاست، نظامی گری و سبک زندگی) خودنمایی می کند.

از آن جا که تمدن اسلام با تأسی بر مبانی اسلامی، چارچوب ها و الگوهای نظری، عینی و رفتاری، خود را در صورت بندی و بر اساس شاخص های درون ساختاری تنظیم می کند، این امر زمینه های لازم برای تضادهای هنجاری بین اسلام و غرب را فراهم می سازد. این دو تمدن با توجه به تفاوت ها و تضادهای هویتی و معرفتی، در ادوار مختلف بر اساس نیازهای استراتژیک خود به منازعه با یکدیگر برخاسته اند. بنابراین، شکل بندی این منازعات، مبتنی بر عناصر و نشانه های هویتی و تمدنی استوار بوده و حاکی از این واقعیت است که این عناصر و گزاره های فرهنگی و هویتی است که کلید اصلی تولید تهدیدها و تخاصمات دو تمدن در ساحت عمل است؛ لذا تمدن غرب به دلیل زیرساخت های ایدئولوژیک و بن مایه های فکری و معرفتی که برخاسته از ایدئولوژی ماتریالیسم است، نه به صورت سطحی، روبنایی و در اثر سوءتفاهم، بلکه مبنائاً با آموزه های دینی، توحیدی و اسلام ناب، ناسازگار است و این عدم سازگاری در شکل سیاسی، خود را در قالب استراتژی ها و توطئه های تمدن غرب علیه واحدهای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه