- پیشگفتار 1
- بخش اول: مباحث مقدماتی 3
- اشاره 3
- ضرورت شناخت ولیِّ خداوند 4
- بهترین مرجعِ شناخت حجّت خداوند 5
- جامعیت قران 8
- ظهر و بطن قرآن 10
- اشاره 10
- اشاره 11
- تفسیر و تأویل 11
- 1-توجیه متشابه 12
- 2- معنا و مفهوم کلی آیه 12
- 3 – تحقق خارجی معنای آیه 13
- 4- معنای ثانوی آیه 14
- نقش اهل بیت علیهم السلام در تبیین قران 15
- علت عدم تصریح به نام حضرت در قران 16
- شیوه های معرفی افراد در قران 16
- شیوه های بررسی آیات مهدویت 19
- انواع آیات مهدویت 20
- رابطه بین قران و إمام 20
- آیات ناظر به وجودِ حجّت خداوند در هر زمان 24
- بخش دوّم: بررسی آیات 24
- اشاره 24
- اشاره 25
- صاحب شب قدر 25
- 1- استمرار شب قدر تا قیامت 26
- 3- لزوم نزولِ روح و فرشتگان بر کسی 27
- 4- ویژگی های کسی که میزبان و صاحب شب قدر است 27
- 2- نزول امر سال در شب قدر هر سال 27
- هادی زمان 32
- آیات ناظر به غیبتِ امام زمان 37
- اشاره 37
- ماء معین 38
- حجّت غائب 43
- اشاره 46
- آیات ناظر به وظائف منتظران 46
- هشدار به منتظرانِ خاتم الاوصیاء 47
- مرزبانی از مرزهای جغرافیائی، اعتقادی بویژه امامت و مهدویت 51
- آیات ناظر به ویژگی های حضرت مهدی علیه السلام 54
- اشاره 54
- بقیّه الله 55
- نعمت پنهان 58
- مضطرّ 63
- آیات ناظر به ظهور وحکومت واحد جهانی 65
- اشاره 65
- حاکمیّت جهانی إسلام 66
- اشاره 66
- نتیجه این که تفسیرِ صحیحِ آیه همان قول سوّم است 70
- اشاره 74
- پیشوائی مستضعفان 74
- سنّت قطعی و مستمرّ إلهی 76
- حکومت جهانی صالحان 79
- خلافت صالحان 84
- اشاره 90
- آیات ناظر به هدف از ظهور و وضعیت جهان پس از آن 90
- سر سبزی و حیات دوباره عالَم 91
- امدادهای غیبی هنگام ظهور 95
- فرصت تا کی؟ 97
- اشاره 102
- عصر ظهور 102
- سوره مبارک عصر 103
- اشاره 111
- آیات ناظر به رجعت 111
- زنده شدن گروهی از هر امّتی 112
- استدلال بر وقوع رجعت با آیات دالّ بر رجعت در اقوام گذشته 114
- اشاره 118
- آیات تبیینی 118
- اشاره 119
- 1- آثار و برکات وجودی إمامِ غائب 119
- تعریف : 119
- 3 – تسلیم محضِ حجّت خداوند بودن 120
- 2 – خطر إرتداد هنگام ظهور و لزوم آمادگی در دوران إنتظار 120
- 4- عمر طولانی و محال نبودن آن 122
- 5 – جوان ماندن إمام زمان عجل الله تعالی فرجه 123
- اشاره 126
- بخش ضمائم 126
- ضمیمه شماره 1: امامت در یک نگاه 127
- ضمیمه شماره 2: دلائل عقلی وجود حجّت در هر زمان 137
- ضمیمه شماره 3: خلاصه ای تیتر گونه راجع به رجعت 147
- ضمیمه شماره 4: پاداش منتظران و أرزش إیمان در عصرِ غیبت إمام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف: 154
- ضمیمه شماره 5: فهرست تعدادی از آیات مهدویت 157
- ضمیمه شماره 6: فهرست برخی از منابع آیات مهدویت 159
- خود آزمایی: 161
- منابع و ماخذ: 164
معنای چهارم منحصر به معصوم است و هر تاویلی که مستند به بیان معصوم نباشد ارزشی ندارد.(1)
جهت وفلسفه وجود بطن و تاویل برای قران و راه دست یابی به آن در پاورقیِ مربوط به موضوعِ «ظهر و بطن» در همین بخش گذشت.
نقش اهل بیت علیهم السلام در تبیین قران
با توجه به آن چه که در آیه 44 سوره نحل مطرح شده است(2) قران نیاز به تبیین دارد و بعد از پیامبر إسلام صلی الله علیه و آله بر اساس ادلّه عقلی و نقلی که بزرگان ما در کُتُب کلامی
1- برای توضیح بیشتر مراجعه شود به کتاب گفتمان مهدویت ج1 از موسسه انتظار نور قسمت سخنرانی مرحوم آیه الله معرفت و کتاب تلخیص التمهید ج1 ص 461
2- « وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون» و ما این ذکر [قرآن] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی و شاید اندیشه کنند.(آیه 64 همین سوره نیز همین مطلب آمده است) بر اساس این آیه شریفه یکی از شؤون و مسؤلیت های حضرت رسول تبیینِ آیات است تبیین به معنای بیان جزئیات و حدود و ثغورِ یک امر کلّی است به عنوان مثال در قرآن بیان می شود که «اقیموا الصلاه» رسول خدا مأمور به تبیین نماز است لذا نماز بیش از چهار هزار فرع فقهی دارد که در روایات بیان شده است نکته جالبِ توجه این است که این تبیین هم از ناحیه حق تعالی است « ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَه» (قیامت 75 : 19) لذا علمِ آن منحصرا نزد رسول گرامی اسلام واهل بیت طاهرین می باشد. حال با توجه به این آیه آیا کسی می تواند ادعا کند «حسبنا کتاب الله» قرآن برای ما کافی است و نیازی به بیان حضرت رسول نداریم ؟؟!! و مانع نوشتن حقیقت شود؟! در معتبرترین کتاب اهل سنّت یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم و ده ها مدرک دیگر بیان شده است که رسول گرامی اسلام فرمودند قلم و دواتی بیاورید تا چیزی برایتان بنوسیم تا هرگز گمراه نشوید ولی خلیفه دوم مانع شد و گفت: کتاب خدا برای ما کافی است سپس ادامه داد و گفت: او (پیامبر)چیزی نمی فهمد و هذیان می گوید؟؟؟!!!! از طرف دیگر قضیه ای در تاریخ مشهور و مسلم و قطعی است و آن این است که بعد از رحلت پیامبر خدا از سوی دستگاه خلافت بخشنامه شد که بیان و نوشتن روایات پیامبر ممنوع و جرم است و حتی خلیفه دوم به عایشه گفت آیا از روایات حضرت چیزی داری؟ او آن چه را داشت آورد سپس وی آن ها را سوزاند!!؟؟ این حقیقت در تاریخ به عنوان «منع کتابت حدیث» مشهور است و قریب یک صد سال إعمال شد تا این که در زمان خلیفه اموی عمر بن عبد العزیز لغو شد.(ر.ک وسائل الشیعه ج1 مقدمه تحقیق از چاپ 30 جلدی و کتاب «نامه ای که نانوشته ماند»)