سربازان خورشید صفحه 230

صفحه 230

هم چنین خواندن «دعای ندبه» در جبهه ها رونق خاصی داشت و خاطرات جالبی در این باره بیان شده است.

درباره «شهیدعلی عباسیان» نقل کرده اند:

صدای این جوان به قدری حزین بود که حتی وقتی تعقیبات نماز را می خواند، احساس می کردی سیمت وصل شده. خودش سوز حال عجیبی داشت؛ مخصوصاً نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. وقتی در نخلستان های اطراف نهر «بلامه»، کنار اروند بودیم، صبح های جمعه دعای ندبه را می خواند و با آن حال ملکوتی اش، فضایی به وجود می آورد که نگفتنی است. چنان از صمیم دل «یابن الحسن» می گفت که دل هر شنونده ای را می لرزاند و متحول می کرد؛ به طوری که احساس می کردی الآن آقا را می بینی. خواندن او از سنخ دیگری بود. در عملیات کربلای چهار، تیری به سرش خورد و بدنش به همراه جریان اروند رفت. وقتی اروند با آن جریان پرخروش و متفاوتش کسی را ببرد، دیگر هیچ امیدی برای یافتن جنازه اش باقی نمی ماند. محل عملیات کربلای چهار که در خرمشهر بود تا نهر بلامه، حدود هفتاد کیلومتر فاصله داشت. شاید حدود صد نهر در دو طرف رودخانه وجود دارد که بسیاری از آن ها متروکه است و هیچ بشری به آن ها سر نمی زند. این نهر، نزدیک پل بعثت و رأس البیشه بود. پس از عملیات کربلای پنج، در همین نهر بلامه، بچه ها مشغول آب تنی بودند که در حین شنا با دو لباس غواصی مواجه می شوند؛ آن ها را از آب بیرون می کشند و متوجه می شوند مربوط به دو تن از شهداست که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه