سربازان خورشید صفحه 236

صفحه 236

در خاکریز سوم، فریاد های بچه ها را فراموش نمی کنم. در اوج درگیری، صدای «یا مهدیِ» بچه ها بلند بود. همه، مولایشان را صدا می زدند و از مولا یاری می خواستند.(1)

یکی دیگر از لحظه های شیرینی که رزمنده ها، امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خود را صدا می زدند، لحظات ملکوتی مجروحیت و شهادت بود. خاطرات بسیاری درباره زمان مجروح شدن رزمنده ها نقل شده است که در آن لحظات سخت، امام زمانشان را صدا می زدند و با یاد و نام زیبای ایشان، به آسمان پر می کشیدند. چه کسی می تواند لذت این وصال را درک کند؛ وصالی که در راه یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با دلی لبریز از عشق و محبت و معرفت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود؟!

درباره «شهیدحسین روحانی» نقل شده است:

عملیات که با رمز «یا صاحب الزمان» شروع شد، شوری دوچندان در نیروها ایجاد کرد. بچه ها، همه جا و همیشه «مهدی» را صدا می زدند و احساس می کردند که در رکاب آن حضرت می رزمند. فرمانده یکی از گروهان ها حسین روحانی بود. او تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود و در گردان نقش مهمی داشت. اغلب او را «مهندس» صدا می زدیم. روحانی، بچه ها را برای انهدام سنگرهای دشمن تحریک می کرد و سنگرها یکی پس از


1- گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، مصطفی، ص67.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه