سربازان خورشید صفحه 288

صفحه 288

ساده زیستی، یعنی همانند شهید میثمی با یک عینک، که چندین بار دسته هایش شکسته و به قول خودش هیدرولیکی شده است، طور دیگری به دنیا نگاه کنی.

ساده زیستی، یعنی همانند «شهید چمران»، تمامی شهرت ها را رها کنی. نه فقط در امریکا، بلکه در جنوب لبنان و جبهه های ایران، دلت مالامال از عشق باشد و تمامی تجملات را دور بریزی. همسرش، غاده چمران می گوید:

مصطفی از خانه ما در لبنان که خیلی مجلل بود، همیشه اکراه داشت. ما مجسمه های خیلی زیبا داشتیم، از جنس عاج که بابا از آفریقا آورده بود. مصطفی خیلی ناراحت بود و خودمان دوتایی آن ها را شکستیم. می گفت: «این ها برای چیست؟ زینت خانه باید قرآن باشد، به رسم اسلام.»

ساده زیستی، یعنی همانند چمران باشی که حتی زیرزمینِ دفتر نخست وزیری را هم به زور برای زندگی به او بدهند!

ساده زیستی، یعنی همانند «شهیدحسین برهانی» بودن. او یکی از رزمنده های لشکر 14 امام حسین علیه السلام بود. شهید این رزمنده دلاور، فرزند یکی از بزرگ ترین سرمایه داران اصفهان بود که رفاقت با مصطفی ردانی پور، او را آواره بیابان های عشق کرده بود. پدرِ حسین بارها خواسته بود کارخانه اش را به نام حسین بزند، تا بلکه او را به حضور در شهر مجبور کند. یکی از هم زرمانش نقل می کند:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه