سربازان خورشید صفحه 293

صفحه 293

برخی از شهدا، آن قدر شیفته شهادت بودند و با دعا و راز و نیاز با خداوند و توسل به اهل بیت علیهم السلام، این تمنا را داشتند و به سبب صفای باطن خود، به این معرفت رسیده بودند که نحوه شهادت و زمان و مکان شهادت خودشان را می دانستند و به رفقای هم رزم خود اعلام می کردند؛ برای نمونه، «شهیدعبدالحسین برونسی» که در رشادت و ایثارگری زبانزد بود، قصه شهادتش آن قدر برایش روشن بود که به هم رزمانش گفته بود: «اگر من در فلان تاریخ و فلان جا شهید نشوم، به مسلمانی من شک کنید!»

یکی از هم رزمان او نقل می کند:

چند روز قبل از عملیات بدر، توی چادر فرماندهی نشسته بودیم... یک دفعه گفت: «اخوان! این عملیات، دیگه عملیات آخر منه...» پرسیدم: حاجی! چی شده که این روزها همه اش از شهادت حرف می زنی؟... گریه اش کمی آرام گرفت. ادامه داد: «مطمئنم توی این عملیات، مهلتی را که برام مقرر کردن تا روی این زمین خاکی زندگی کنم، تموم می شه؛ باید برم.» (1)

پیش از عملیات کربلای چهار، رفقای «شهید قاسم میرحسینی»، جانشین فرمانده لشکر ثارالله، نگران بودند آسیب نبیند؛ او به آن ها گفت: «نترسید! توی این عملیات شهید نمی شوم؛ حتی مجروح هم نمی شوم.» اما در شب


1- سعید عاکف، خاک های نرم کوشک، ص250.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه