که تسکینش اوست. اوست که می تواند پاهایمان را هدایت کند.
چشم، بی او، یارای دیدن راه را ندارد. غبار راه، پرده ای شده برای چشمان خسته مان تا بیشتر به بی راهه سقوط کنیم.
[مدت هاست که بنی اسرائیل از تاریکی با فرعون بودن به تنگ آمده اند. ضجّه ها و گریه ها شهر را فرا گرفته است:
خدایا! فرستاده ات را به نزدمان بفرست. اوست که می تواند منجی و راهنمایمان باشد. ما قومی ضعیف هستیم که بدون او آواره و در راه مانده ایم.
و دیگری می گفت: «ای پروردگار پیامبر موعود! در آمدن نبیّت تعجیل بفرما. زخم ما، بی او درمان نمی شود.»]
روزهای انتظار برای آن ها به سختی می گذرد. خواب، خوراک، گردش و تفریحشان