- مقدمه ناشر 1
- پیشگفتار 2
- مقاله اول: نگرش مذاهب اسلامی به مسئله مهدویت 8
- اشاره 8
- «نگرش اندیشمندان اهل سنت پیرامون مهدویت» 11
- مهدویت در منابع حدیثی اهل سنت 17
- مقاله دوم: نیاز به مصلح جهانی از منظر ادیان 30
- آینده گرایی در نزد فیلسوفان 38
- مقاله سوم: مصلح جهانی از دیدگاه جامعه شناسان و فیلسوفان 38
- نگرش جامعه شناسان معاصر درباره آینده جهان 41
- توافق میان نگرش ادیان و نگرش فیلسوفان و جامعه شناسان 43
- مقاله چهارم: دکترین مهدویت و کارکرد آن از منظر انسان-شناسی و جامعه شناسی 45
- مقدمه 45
- تعریف اصطلاح دکترین 48
- اصطلاح شناسی دکترین مهدویت 50
- اشاره 55
- کارکردهای دکترین مهدویت 55
- اشاره 56
- انسان شناسی عصر جدید 60
- اشاره 60
- 2. کارکرد دکترین مهدویت از جنبه جامعه شناسی 78
- اشاره 78
- مقاله پنجم: جهانی شدن و دکترین مهدویت 94
- اشاره 94
- نظریه پردازی روشنفکران مذهبی 100
- شکست نظریه های بزرک قرن بیستم 102
- نگرش ادیان پیرامون آینده جهان 115
- فلسفه تاریخ از منظر ادیان 116
- مقاله ششم: دکترین مهدویت و راهکارهای توسعه فرهنگ مهدوی 131
- منابع فارسی: 140
- منابع انگلیسی 146
در انتها باید اشاره نمود که دلبردگی جامعه مهدوی و تقاضای وجودی بر آن دارای ریشه های عمیق اعتقادی و دینی است و نمی توان بر اساس سرخوردگی درونی از وضعیت جامعه، فرافکن نمودن نیازهای درونی،
ضمیر ناخودآگاه و یا آرمان طلبی آن را تحلیل نمود،(1) زیرا جامعه مهدوی مبتنی بر سخنان نبوی و متون دینی است و زائیده افکار، امیال و حالات روحی متشرعان نیست. امروزه شاید بتوان جوامعی را یافت که در آنها به طور نسبی همزیستی مسالمت آمیز، روابط انسانی، حقوق شهروندان، عدالت اجتماعی و دیگر مفاهیم اجتماعی در حد مطلوب وجود داشته باشد، لکن در حکومت مهدوی عنصر دیگری وجود دارد که جامعه آن دوران را از جوامع قبل از ظهور جدا می سازد و آن این ویژگی است که تمامی عناصر هم زیستی در زمان حکومت مهدوی بر محور عبودیت و بندگی خواهد بود و خدا محوری، رکن نخست جامعه عدالت پیشه مهدوی خواهد شد، رکنی که در جوامع امروز که توانسته اند به عدالت اجتماعی برسند، مفقود و ناپیدا است.
در واقع می توان گفت امروزه اگر هم از جنبه انسان شناسی و جامعه-شناسی بخشی از ویژگی های جامعه و انسان ایده آل تحقق یافته باشد اما
1- یکی از اندیشمندان فکر ترویج مهدویت خواهی را بر اساس سرکوب خواسته های انسانی و اجتماعی تحلیل کرده است و آن را برآمده از واپس زدن خواسته ها، امیال و آرزوهای درونی د رطول تاریخ می داند. به نظر می رسد تحلیل مهدویت بر این اساس و بدون توجه به متون مقدس و آیات و روایات، تحلیلی ناقص و ابتر است و تنها یک تحلیل روان شناسانه تلقی می گردد که ابعاد اعتقادی و کلامی بحث را مورد غفلت قرار می دهد.