معارف مهدوی صفحه 212

صفحه 212

عمر بن حنظله قال: سالت ابا عبد الله عن رجلین من اصحابنا بینهما منازعه فی دین او میراث، فتحا کما الی السلطلان و الی القضاه ایحلّ ذلک؟ قال:

من تحاکم الیهم فی حق او باطل فانما تحاکم الی الطاغوت و ما یحکم له فانما یاخذ معتاً و ان کان حقا ثابتا له لانه اخذه بحکم الطاغوت و ما امر الله ان یکفر به قال الله تعالی: «یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به»

قلت: فکیف یصنعان؟

قال: ینظران الی من کان منکم ممّن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا، فلیرضوا به حکما، فانی قد جعلته حاکما: فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخف بحکم الله و علینا رد و الراد علینا، راد علی الله و هو علی حد الشرک بالله.

یعنی عمر بن حنظله می گوید از امام صادق (ع) سؤال کردم هر گاه دو نفر از شیعیان در مساله ای مانند قرض و ارث با یکدیگر نزاع کنند، آیا صحیح است برای دفع نزاع و قضاوت میان خود نزد سلطان زمان و یا قضاوت رسمی حکومت بروند، حضرت در پاسخ فرمود:

هر کس از آنان _ چه به حق و چه به باطل _ داوری بخواهد به یقین به حکومت طاغوت گردن نهاده است، و آن چه را با حکم چنین حاکمی بگیرد حرام است گرچه حق مسلم او باشد زیرا او حق خود را به حکم طاغوت گرفته است و خداوند [در قرآن] فرمان داده است که به طاغوت کفر ورزند:

«آنان می خواهند از طاغوت داوری طلبند و حال آن که فرمان یافته اند به طاغوت کفر ورزند»(1)


1- نساء/60.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه