تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 140

صفحه 140

بِشر می گوید: همان گونه که امام فرموده بود عمل کردم. کنیز، چون نامه را خواند، سخت گریست و صاحب خود را سوگند داد که اگر مرا به این شخص نفروشی، خود را خواهم کشت.

بِشر می افزاید: سرانجام او را با همان مبلغی که امام علیه السلام در کیسه قرار داده بود، خریدم و به منزل خود در بغداد بردم.

در این هنگام حضرت نرگس داستان خود را برای بِشر بیان می کند که من، دختر یشوعا، فرزند قیصر روم هستم و مادرم نیز از نسل شمعون، از یاران خاص حضرت مسیح علیه السلام است. آن گاه، سرگذشت خویش را به تفصیل بازگو می نماید.

بررسی کتاب های ناقل این روایت

1. نخستین شخصیتی که این روایت را نقل کرده و ظاهراً بر بقیّه مقدّم است، شیخ صدوق در کتاب کمال الدین و تمام النعمه است. وی، این روایت را با این سند ذکر کرده است:

«حدّثنا محمّد بن علیّ النوفلیّ، قال: حدّثنا أبوالعبّاس أحمد بن عیسی الوشّاء البغدادی، قال: حدّثنا أحمد بن طاهر القمّی، قال: حدّثنا أبوالحسین محمّد بن بحر الشیبانی.»(1)

2. دوّمین فردی که به نقل این قضیّه پرداخته، محمّد بن جریر طبری شیعی است که این روایت را در کتاب شریف دلائل الامامه(2) آورده است؛ ولی سند این روایت با سند کمال الدین تفاوت دارد.

طبری می گوید: «حدّثنا المفضّل محمّد بن عبدالله بن المطّلب الشیبانی، سنهَ خمس و ثمانین و ثلاثمئه، قال: حدّثنا أبوالحسین محمّد بن یحیی الذهبی الشیبانی، قال: وردتُ کربلا سنهَ ستّ و ثمانین و مئتین».

همان گونه که ملاحظه می شود، تاریخ نقل این قضیّه، توسط طبری، نود و نه


1- کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ج 2، ص 89، تهران، انتشارات اسلامیه.
2- دلائل الامامه، محمّد بن جریر طبری، ص 262، نجف، منشورات المطبعه الحیدریه.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه