تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 177

صفحه 177

اشکال دوم. سند حدیث غریب و غیرمعروف است

آقای شوشتری از جمله کسانی است که اشکال مذکور را مطرح کرده اند. وی می گوید: سند این روایت، مُنکَر و غیرمعروف است و نمی توان آن را پذیرفت، زیرا، شیخ صدوق، روایت سعد را از طریق پدرش و یا از طریق (استادش) ابن ولید نقل می کند، با این که در این روایت، واسطه بین صدوق و سعد، پنج نفرند، که سه تن از آنان «احمد» و یکی از آنان «محمد کرمانی» است. نام این چهار تن، در کتاب های رجالی، بیان نشده و دیگری «محمد بن بحر» می باشد که متّهم به غلوّ است.(1)

همچنان که متن روایت گواه بر عدم صحت آن است، سندش نیز همان گونه است. به نحوی که صدوق، روایات سعد را یا از طریق پدرش و یا از طریق ابن ولید نقل می کند.

آقای غفّاری نیز می گوید: وقتی کتاب های شیخ صدوق را تحقیق و تتبّع و مشایخ وی را بررسی می کنیم، درمی یابیم که واسطه صدوق و سعد بن عبدالله در تمامی کتاب های وی، یک نفر است و آن نیز یا پدرش است و یا محمّد بن حسن بن احمد بن ولید؛ ولی در این خبر واسطه بین مؤلّف و سعد، پنج نفرند. البته، کتاب دلائل الامامه طبری این خبر را با سه واسطه غیر از این واسطه ها، نقل کرده است.(2)

پاسخ اشکال 2:

آقای شوشتری دلیل غرابت سند را نا مأنوس بودن آن می داند و می گوید: این طریق (به سعد) پنج واسطه دارد و نامأنوس است و استناد آن ها به مشیخه من لایحضره الفقیه است که در آن جا طریق خود به سعد را بیان کرده است.

از دیدگاه ما وجهی برای غرابتی که آقای شوشتری عنوان کرده اند، نیست و قیاسی که با من لایحضره الفقیه کرده اند قیاسی مع الفارق است. مگر اینکه مرحوم صدوق، در «فقیه»، قاعده کلی داده باشد و بگوید: هر کجا از سعد بن عبدالله نقل می کنند، یا از پدرشان است و یا از ابن ولید؛ ولی چنین ادعایی نکرده است و


1- قاموس الرجال، ج 5، ص 60.
2- پاورقی، کمال الدین، ج 2، ص 454.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه