تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 286

صفحه 286

با من بود و خدمتگزاری مرا انجام می داد. و در این سفر از او جز خیر و نیکی، چیزی ندیدم.

نقل چهارم

محمّد بن جریر طبری(1) می گوید: علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی می گوید: سالی برای انجام حج به مدینه رفتم و چند روزی در آن جا ماندم. درباره صاحب الزمان _ عجل الله تعالی فرجه الشریف _ پرس و جو کردم. نه از او خبری یافتم و نه به دیدارش نایل گشتم. به شدّت اندوهگین شدم و ترسیدم مبادا به آرزویم که دست یافتن به خبری از صاحب الزمان _ عجل الله تعالی فرجه الشریف _ بود، نرسم. از مدینه راهی مکه شدم تا به آن دیار رسیدم. حج و عمره ام را در یک هفته بجا آوردم. در این مدت به جستجوی امام زمان _ عجل الله تعالی فرجه الشریف _ می پرداختم. در همین اندیشه بودم که کنارِ درِ کعبه به شخصی برخوردم قامتی چونان شاخه سرو داشت. بُردی به کمرش بسته بود و بُرد دیگر را حمایل داشت و گوشه ردای خویش را به گردنش برگردانده بود. خوشحال شدم به قصد دیدارش شتاب کردم. روی خود را به سوی من برگرداند و پرسید: اهل کجایی؟

گفتم: اهل عراق.

پرسید: کدام عراق؟

گفتم: اهواز.

پرسید: آیا خصیبی را می شناسی؟

گفتم: آری.

گفت: خدا او را رحمت کند. چه شب های بلندی را در عبادت گذراند و پاداش فراوانی دارد و از بیم خدا اشک فراوانی ریخت. سپس پرسید: ابن مهزیار را می شناسی؟

گفتم: خود، ابن مهزیار هستم.

گفت: خدا به شما سلامتی و عافیت بدهد، ای ابا الحسن! سپس با من مصافحه کرد وپرسید: ای ابا الحسن! با آن علامتی که بین تو و ابی محمّد (امام عسکری علیه السلام) بود


1- دلائل الامامه، ص 539.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه