تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 291

صفحه 291

مراجعه شود.(1) در آنجا نظیر همین قضیه را می آورد و در پایان آن، چنین آمده: «فخرج إلی، قد أقمناک مقام أبیک.» از این جمله استفاده می شود که پدرش دارای منصبی بوده که به پسر انتقال داده شده است. البته این روایت خود، دارای دو اشکال است:

الف) سند آن ضعیف است؛

ب) راوی، در این روایت از خود تعریف و تمجید کرده است؛

از سویی، به فرض پذیرش وکالت این شخص، وکالت، دلالت بر نمایندگی ندارد، زیرا نمایندگی أخص از وکالت است و ما در مقدمه چهارم کتاب رجال گفتیم که وکالت، با وثاقت و نیکنامی فرد همراه نیست.

در پاسخ به اشکال آقای خویی عرض می کنیم: اشکال شما مبنایی است و از انصاف دور است که وکالت، همراه با وثاقت یا نیکنامی فرد نباشد. شما با ذکر نمونه هایی، این تلازم را مردود می دانید و به کتاب غیبت شیخ طوسی باب «السفراء المذمومین» استناد می کنید. در صورتی که ما با مراجعه به کتاب یاد شده ملاحظه کردیم در این باب، مدّعیان نمایندگی، مورد مذمّت قرار گرفته اند نه این که دارای نمایندگی بوده اند و سپس مورد مذمّت قرار گرفته باشند.

5. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین(2) در باب «من شاهد القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف» سرگذشت دیدار ابراهیم بن مهزیار با امام را نقل می کند و آن چه در این ماجرا گذشت، خود دلالت بر موقعیت ابراهیم بن مهزیار دارد.

آقای خویی در این جا دو اشکال می کند:

اوّل _ راوی این سرگذشت شخص ابراهیم بن مهزیار است. از این رو، وثاقت وی باید از راه دیگری ثابت شود. اگر بنا باشد وثاقت و عظمت کسی با گفته خودش ثابت گردد، نه تنها شگفت آور است؛ بلکه از مسائل خنده آور تلقّی می شود. شاید منظور آقای خویی این است که مستلزم دَوْر می شود.

دوّم. در این روایت، سخنی گفته شده که بطلان آن قطعی است و به فرض که


1- معجم رجال الحدیث،ج 1، ص518، باب مولد الصاحب، ح 5.
2- معجم رجال الحدیث،ج 1، ص 445.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه