تا ظهور: پژوهشی جامع پیرامون آموزه و مباحث مهدویت صفحه 51

صفحه 51

او با آوردن 23 روایت در این باره، در پایان می نویسد: «و الأحادیث فی التصریح بأسم المهدی محمّد بن الحسن علیه السلام و فی الأمر بتسمیته عموماً و خصوصاً؛ تصریحاً و تلویحاً، فعلا و تقریراً، فی النصوص و الزیارات و الدعوات و التعقیبات و التلقین و غیر ذلک کثیره جداً …(1)؛ یعنی، احادیث، بر نام بردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح دارند و به بیان نام ائمه علیهم السلام عموماً و به نام آن حضرت به ویژه دستور داده اند که نام شریف وی به صراحت یا تلویحاً و یا با اشاره، گفته شود. در زیارات، نصوص، دعاها، تعقیبات، تلقین _ میت _ و نیز در این زمینه تصریح زیادی شده است» سپس می گوید: اگر فقه را از آغاز تا انجام بنگریم، می بینم نام آن حضرت را یادآور شده اند.

آن گاه می افزاید: من در قائل بودن به جواز نام بردن حضرت، تنها نیستم؛ بلکه عده ای از بزرگان دین مانند: علاّمه حلّی، محقق حلّی، فاضل مقداد، سیّد مرتضی، شیخ مفید(2)، ابن طاووس و دیگران در کتاب های حدیث، اصول و کلام نیز به نام حضرت تصریح کرده اند. بعد می گوید: «والمنع نادر؛ یعنی؛ تعداد کسانی که مانع تصریح هستند، اندک اند.»

گویا محدّث نوری با ابراز نگرانی از عبارت «والمنع نادر» می نویسد: چرا می گویید منع نادر است؟! با این که در این زمینه اجماع وجود دارد و این اجماع را میرداماد، ادعا کرده و بیشتر فقیهان قائل به حرمت بوده اند.

البته روایاتی که شیخ حرّعاملی به آن ها استناد می کند، غیر از روایاتی است که در باب تحریم «تسمیه» ذکر شده است. وی در ابواب مختلف، به این روایات استناد جسته است؛ از جمله:

1. باب احتضار

از کلینی قدس سرّه نقل می کند که می گوید: «فلقّنْه کلمات الفرج و الشهادتین و تسمّی له الإقرار بالأئمّه علیهم السلام واحداً بعد واحد


1- وسائل الشیعه 16: ص 246.
2- البته شیخ مفید قائل به حرمت است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه