برنامه دوم این است که باید حرارت امید مردم ایران را نسبت به آینده با محوریت امام دوازدهم (عج) ، چنان سرد کنیم که به دنبال ظهور او نباشند .
برنامه سوم این است که رابطه مردم را با عالمان ربانی قطع کنیم . شما ببینید چقدر علیه حوزه ها و مرجعیت یاوه گویی می شود . چقدر این طوفان سنگین است ، سنگین تر از طوفان زمان نوح (ع) ، در زمان نوح (ع) تنها آبی از زمین و آسمان جوشید و همه را نابود کرد . الان هزاران آب لجن از بالا و پایین می جوشد . نجات از آن ، کشتی ای می خواهد
که ما بتوانیم با تمسّک به آن ، نجات پیدا کنیم : «إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی کَمَثَلِ سَفِینَهِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ . » (21) هر کسی با اهل بیت : من زندگی کند ، نجات پیدا می کند ، و هر کسی جدای از اهل بیت : من بماند ، غرق می شود ، نه در آب : «وَ لاَتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِیلِهِ» (22) ؛ بلکه در هزاران آب لجن متعفّن که یکی از آنها برای خفه کردن مردم دنیا بس است . خداوند چه لطفی به شما ملت ایران کرد . با این توطئه ، آیا در این روزگار ، بر پا کردن این مجالس واجب شرعی نیست ؟ آیا هر کسی بتواند برای یاری این مجالس هزینه کند ، هزینه کردن برای او واجب نیست ؟ آیا هر کسی بتواند تا نفس آخر برای این مردم فرهنگ قرآن و اهل بیت : را بگوید ، واجب نیست که برود و آن را بگوید . امروز واقعاً منبر و ذکر مصیبت مستحب است ؟
کشتی ایمان ز طوفان ایمن است
تا حسینش ناخدایی می کند
بارک الله ! سال بعد ، آمدن به حریم حضرت رضا (ع) را قوی تر کنید . بارک الله ! دست و روی تان را می بوسم ، ای بچه کوچک ها ! بچه شیرخواره ها ! پیرمردها ! قدخمیده ها ! عصا به دست ها ! جوا ن هایی که در سرما پیاده از صد کیلومتر و صد و پنجاه کیلومتر راه افتادید و بعد از چندین روز به مشهد رسیدید ؛ بیایید و پیاده هم بیایید تا آمریکا و اسرائیل ارادت ما را به اهل بیت : ببیند .
بیش تر گریه کنید تا دشمن ارادت ما را به اهل بیت : ببیند . من برای خودم نمی گویم ، از من دیگر گذشته است . گذرنامه من الان روی میز عزرائیل است . پیغمبر (ص) فرمود ، امت من بین شصت و هفتاد می میرند . حالا از سنّ من تا رسیدن به هفتاد سال ، دیگر چهار و پنج سال بیش تر نمانده است . هفتاد سالگی به بعد ، دیگر امثال ما قاچاقی زنده ایم . ولی شما این گریه ها را حفظ کنید و با صدای بلند برای اهل بیت : گریه کنید . پیغمبر (ص) شما را می دیده که به خاطر آن به زهرا (س) گفت ، غصه حسینت را نخور . بساط حسینت تا قیامت برپاست ، قرن به قرن . فاطمه من ! مردان و زنانی می آیند که مانند کسی که جوانش مرده برای حسین گریه می کنند .
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری (ره) صاحب جامع المدارک را و درجاتش را عالی نماید . آ ن هایی که ایشان را می شناسند ، می دانند که او در رده علمای اعلم شیعه بودند . آن مرحوم در مدت بیست و پنج سالی که در مسجد سید عزیزالله تهران اقامه نماز می نمود ، هر وقت در محراب دستشان را بلند می کرد که تکبیره الاحرام بگوید ، دستش را کنار گوشش می برد و اول می گفت : السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ! بعد هم الله اکبر می گفت . یکی از دوستان من که کمی از من رویش بیش تر بود ، روزی آمد و کنار محراب به ایشان گفت ، آقا ! قبل از تکبیرهالاحرام ، سلام بر ابی عبدالله
(ع) وارد شده است ؟ ایشان در جواب فرمود : این عمامه من ، این محراب ، این منبر ، این مسجد ، این قم و این مرجعیت ، همه و همه ، با حسین (ع) است که سرپا شده ، پس دیگر وارد شده ، یعنی چه ؟
من برای خودم نمی گویم ؛ چون از من گذشته است . من سی سال است که چشمم از جمعیت پر می باشد ، ولی شما را به خدا این مجالس ارزشمند را تنها نگذارید ؛ عالم ربانی را تنها نگذارید . مواظب باشید که چشمه چشمتان از گریه بر اهل بیت : کم نیاورد و خشک نشود . گریه خیلی مهم است و به وسوسه وسوسه گران توجّه نکنید . قرآن بخوانید : «ترَی أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ»(23) . قرآن می گوید که چشم بندگان حق شناس من ، پر از اشک است . آ ن هایی که می گویند ، گریه برای چیست ، خودشان حیوان هستند ؛ آ ن ها چشم ندارند ؛ آ ن ها دل ندارند ؛ آ ن ها قرآن را نمی فهمند .