حقیقت غیبت از منظر روایات صفحه 37

صفحه 37

امّت چگونه آن را انکار می کند؟ برادران یوسف، همه، اسباط و اولاد پیامبران بودند؛ اما با یوسف تجارت کردند و او را فروختند در حالی که او برادر آنها بود و [بعدها که با او مراجعه شدند] او را نشناختند تا آن که به آن ها گفت: من یوسف هستم. پس چگونه این امت انکار می کنند که خدای تعالی در وقتی از اوقات اراده فرماید که حجّتش را مستور کند؟ یوسف سلطان مصر بود و بین او و پدرش هجده روز راه بود و اگر خدای تعالی می خواست جای او را به وی نشان می داد و بر آن کار توانا بود. به خدا سوگند، وقتی مژده یوسف را به یعقوب و فرزندانش دادند، آن راه را در نه روز طی کردند و از بیابان و سرزمینی که بودند خود را به مصر رسانند، پس چگونه این امّت انکار می کنند که خدای تعالی با حجّتش همان کند که با یوسف کرد؟ او _ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف _ در بازارهایشان راه می رود و بر بساط آن ها پا می نهد، امّا آن ها او را نمی شناسند تا آنکه خدای تعالی اذن فرماید که خود را به آنان معرّفی نماید؛ هم چنان که به یوسف اذن داد و به آن ها گفت: آیا می دانید که در نادانی با یوسف و برادرش چه کردید؟

گفتند: آیا تو یوسفی؟ گفت: آری من یوسفم و این هم برادر من است.»

بررسی سند روایت

عبد الله بن جعفرالحمیری:

مرحوم آقای خویی می فرماید: «ایشان، بزرگ اهل قم و نزد آنها بسیار وجیه بود و 75حدیث از او نقل شده است». همچنین ایشان او را ثقه می داند(1).

احمد بن هلال:


1- معجم رجال الحدیث، ج11، ص148.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه