- اشاره 5
- تبیین مسأله 6
- ضرورت بحث 8
- پیشینۀ بحث 11
- اشاره 15
- نتیجه 15
- فلسفه 15
- اشاره 16
- حکمت 16
- نتیجه 17
- اشاره 18
- علت 18
- نتیجه 19
- عزلت 19
- اشاره 19
- نتیجه 20
- اشاره 21
- غیبت 21
- اشاره 23
- توقیع 23
- نتیجه 24
- سنت 25
- روش تحقیق 26
- اشاره 27
- چگونگی غیبت 29
- روایات 30
- بررسی سند روایات 34
- بررسی دلالت روایات 34
- غیبت شخصیت 35
- اشاره 35
- بررسی سند روایت 37
- بررسی دلالت روایت 39
- بررسی سند روایت 41
- نتیجه 42
- بررسی دلالت حدیث 43
- بررسی سند حدیث 44
- بررسی دلالت روایت 46
- بررسی سند حدیث 47
- بررسی دلالت حدیث 48
- بررسی سند حدیث 48
- بررسی دلالت حدیث 49
- سند حدیث 50
- بررسی دلالت حدیث 51
- نتیجه 53
- نتیجه 55
- غیبت شخص و شخصیت 57
- توضیح 58
- شیخیه و غیبت 58
- نقد و بررسی 60
- اهل سنت و غیبت 61
- اشاره 61
- نقد و بررسی 63
- مقدمه 63
- اشاره 71
- اول: میزان تأثیر این علل در تحقق غیبت 73
- اشاره 73
- روایات 73
- اشاره 73
- بررسی سند حدیث 74
- نتیجه 77
- بررسی سند حدیث 78
- نتیجه 84
- بررسی سند حدیث 85
- نتیجه 87
- بررسی سند 88
- نتیجه 98
- پاسخ به دو سؤال 99
- 1.علت غیبت، خواست خداوند است یا عمل مردم؟ 99
- 2.فرق غیبت انبیاء وحضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست؟ 102
- دوم: عهده دار نبودن بیعت 106
- روایات 106
- بررسی سند حدیث 107
- نتیجه 109
- نکته 109
- سند 110
- نتیجه 112
- معنای لغوی و شرعی بیعت 119
- بررسی دلالت 119
- توضیح 119
- نقد و نظر 121
- نتیجه 121
- نتیجه 125
- اشاره 126
- روایات 126
- اول: خوف و ترس از قتل 126
- بررسی سند حدیث 127
- نتیجه 130
- نتیجه 132
- بررسی سند حدیث 134
- نتیجه 135
- نتیجه 140
- بررسی دلالت حدیث 147
- نتیجه 151
- امام از چه چیزی می ترسد؟ 155
- پاسخ به سوال 155
- دوم: سلب نعمت امام از قوم ستمگر 159
- اشاره 159
- نتیجه 159
- بررسی سند حدیث 161
- نتیجه 162
- بررسی سند حدیث 163
- نتیجه 164
- بررسی سند حدیث 166
- بررسی دلالت حدیث 167
- نقد و نظر 168
- نتیجه 168
- روایات 170
- نتیجه 170
- نتیجه 172
- بررسی سند حدیث 173
- نتیجه 175
- بررسی سند حدیث 176
- بررسی دلالت حدیث 177
- نتیجه 177
- نقد و نظر 178
- نتیجه 179
- نکته پایانی گفتار 180
- اشاره 180
- نتیجه 183
- روایات 185
- اشاره 185
- اول: امتحان الهی 185
- بررسی سند حدیث 186
- بررسی دلالت حدیث 186
- نتیجه 187
- سند 188
- نتیجه 189
- بررسی دلالت حدیث 190
- بررسی دلالت حدیث 191
- بررسی دلالت حدیث 192
- بررسی دلالت حدیث 194
- بررسی دلالت حدیث 195
- نتیجه 196
- بررسی دلالت حدیث 197
- بررسی دلالت حدیث 199
- بررسی دلالت حدیث 200
- بررسی دلالت حدیث 201
- بررسی دلالت حدیث 202
- بررسی دلالت حدیث 203
- بررسی و دلالت 205
- تفصیل بحث 208
- نظرات بزرگان 209
- نتیجه 212
- معانی امر در قرآن و روایات 216
- الف. قرآن 216
- ب. روایات 216
- سند 218
- روایات 218
- دوم: اختلاف مردم 218
- سند 220
- توضیح 224
- اشاره 226
- سوم: ادبار به حق و استقبال از باطل 226
- نقد و نظر 229
- چهارم: اتمام حجت بر مردم 230
- اشاره 230
- سند 230
- بررسی دلالت حد یث 231
- توضیح 231
- نقد و نظر 232
- مقدمه 233
- اول: اجازه نداشتن در بیان علت 234
- روایت 234
- بررسی سند حدیث 235
- بررسی دلالت حدیث 236
- نتیجه: 236
- اشاره 237
- دوم: ندانستن، بهتر از دانستن 237
- بررسی سند حدیث 239
- بررسی دلالت حدیث 240
- نتیجه 241
- بررسی سند حدیث 242
- سوم: سر الهی 242
- اشاره 242
- بررسی سند حدیث 246
- بررسی دلالت حدیث 247
- نقد و نظر 248
- پاسخ به سؤال 251
- نتیجه 253
دانسته و در مقابل، بعضی از روایات مدح را صحیح و بدون معارض شمرده است؛ لذا ایشان، او را ثقه می داند(1).
نتیجه اینکه این حدیث شریف از نظر سند قابل خدشه نبوده و صحیح السند است. البته جای تأمل در رابطه با احمد بن هلال باقی است.
بررسی دلالت روایت
این روایت، غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به ناشناس بودن حضرت یوسف علیه السلام تشبیه کرده است؛ یعنی برادران یوسف با برادر خود معامله کردند در حالی که او را نشناختند و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هم بین مردم زندگی می کند و با آنها مراوده دارد ولی آنها حضرت را بما هو حجه الله نمی شناسند، تا زمانی که خداوند به او اجازه معرفی کردن خود را بدهد؛ همانطور که وقتی به یوسف علیه السلام چنین اجازه ای داده شد،خود را معرفی کرد و برادران، او را شناختند. نتیجه این که این روایت، هم از نظر سند و هم دلالت، تام است و بر معنای مورد نظر دلالت کامل دارد.
2. أخبرنا محمد بن همام؛ ومحمد بن الحسن بن محمد بن جمهور جمیعا، عن الحسن بن محمد ابن جمهور، قال: حدثنا أبی، عن بعض رجاله، عن المفضل بن عمر قال: قال أبو عبد الله (علیه السلام ): «خبر تدریه خیر من عشر ترویه، إن لکل حق حقیقه، ولکل صواب نورا»، ثم قال: «إنا والله لا نعد الرجل من شیعتنا فقیها حتی یلحن له فیعرف اللحن، إن أمیر المؤمنین (علیه السلام ) قال علی منبر الکوفه: إن من ورائکم فتنا مظلمه عمیاء منکسفه لا ینجو منها إلا النومه»، قیل: «یا أمیر المؤمنین وما النومه؟» قال: «الذی یعرف الناس ولا یعرفونه. واعلموا أن الارض لا
1- معجم رجال الحدیث، ج9، ص 36.