راه و بیراهه صفحه 105

صفحه 105

قائمنا من إذا لبسها ملاها إن شاء الله(1)؛ سعید سمان گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که دو مرد زیدی مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما امامی که اطاعتش واجب باشد، هست؟ فرمود: «نه». آن دو نفر گفتند: مردمان موثق به ما خبر دادند که شما به آن فتوا دهی، اعتراف کنی و عقیده داری و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند که نام می بریم و ایشان دارای تقوا و کوشش در عبادتند و دروغ نگویند. امام صادق علیه السلام در غضب شد و فرمود: «من به آن ها چنین دستوری نداده ام». چون آن دو نفر آثار غضب را بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. حضرت به من فرمود: «این دو نفر را می شناسی؟» عرض کردم: آری، این ها اهل بازار ما و از طایفه زیدیه هستند و عقیده دارند که شمشیر پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد عبد الله بن حسن است. فرمود: «خداوند لعنتشان کند! دروغ می گویند. به خدا که عبد الله بن حسن آن را ندیده؛ نه با یک چشم و نه با دو چشمش و پدرش هم آن را ندیده، جز این که ممکن است آن را نزد علی بن حسین دیده باشد. اگر راست می گویند، چه علامتی در دسته آن است و چه نشانه و اثری در لبه تیغ آن است؟ همانا شمشیر پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد من است. همانا پرچم، جوشن، زره و خودِ پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد من است. اگر راست می گویند، در زره پیغمبر صلی الله علیه و آله چه علامتی است؟ همانا پرچم ظفربخش پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد من است. همانا الواح موسی و عصای او نزد من است. همانا انگشتر سلیمان بن داود، نزد من است و طشتی که موسی قربانی را در آن انجام می داد، نزد من است. همانا اسمی که نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله بود و چون (در جبهه جنگ) آن را میان مسلمانان و کفار می گذاشت، چوبه تیری از کفار به مسلمین


1- الکافی، ج1، ص 232 _233.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه