راه و بیراهه صفحه 110

صفحه 110

این ها نزد اوست، یافتید، مال را به او تحویل دهید! ما مال را برداشته، به سوی مدینه حرکت کردیم و در مسجدالنبی فرود آمدیم. دو رکعت نماز گزاردیم و پرسیدیم: چه کسی عهده دار امور مردم و جانشین است؟ گفتند: زید بن علی و پسرِ برادرش جعفر بن محمد. به سوی زید در مسجدش رفتیم و به او سلام کردیم. پرسید: از کجا آمده اید؟ گفتیم: از سرزمین خراسان آمده ایم تا امام خود و کسی را که باید از او پیروی کنیم، بشناسیم. گفت: برخیزید! او پیشاپیش ما حرکت کرد تا داخل خانه اش شد. پس برای ما طعامی آورد و ما خوردیم. سپس پرسید: چه می خواهید؟ گفتیم: ذوالفقار، عبا، انگشتر، عصا و لوحی که در آن اسامی امامان ثبت است و جز نزد امام نیست... .

3. قلت لعبدالله بن جعفر: أنت إمام؟ فقال: نعم. فقلت: إن الشیعه تروی: أن صاحب هذا الأمر یکون عنده سلاح رسول الله صلی الله علیه و آله، فما عندک منه؟ فقال: عندی رمحه. و لم یعرف لرسول الله رمح(1)؛ به عبدالله بن جعفر گفتم: تو امام هستی؟ گفت: آری. گفتم: شیعه چنین روایت کرده است که نزد صاحب این امر، سلاح پیامبر خداست. آیا چیزی از آن نزد توست؟ گفت: نیزه آن حضرت نزد من است؛ در حالی که برای آن حضرت، نیزه ای شناخته نشده است.

4. محمد بن فضیل الصیرفی [قال]: کتبت إلی أبی جعفر علیه السلام کتابا و فی آخره: هل عندک سلاح رسول الله صلی الله علیه و آله ؟ و نسیت أن أبعث بالکتاب. فکتب إلی بحوائج له و فی آخر کتابه: عندی سلاح رسول الله صلی الله علیه و آله و هو فینا بمنزله التابوت فی بنی إسرائیل، یدور معنا حیث درنا [و] هو مع کل إمام(2)؛ محمد بن فضیل صیرفی می گوید:


1- الإمامه و التبصره، ص 73.
2- الخرائج و الجرائح، ج1، ص 387 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه