- مقدمه 1
- اشاره 4
- الف) مطلق دانش 5
- ب) توانایی پاسخ گویی به پرسش ها 6
- د) برتری دانش امام از همه انسان ها 7
- ج) خطا نبودن پاسخ 7
- شیعیان و علم امام 8
- مدعیان و علم امامت 16
- محدوده دانش امام 24
- اشاره 24
- 1. علم به همه زبان ها 25
- 2. علم به حرام و حلال الهی 31
- 3. آگاهی از آنچه فردا رخ می دهد 35
- 4. آگاهی از غیب 36
- اشاره 39
- 5. دانش به کتاب خدا 39
- ب) اخبار آسمان و زمین 42
- د) هر آنچه انسان ها در آن اختلاف می کنند 50
- ه_) توانایی مستند کردن تمام آنچه می گویند به قرآن 51
- و) دانش به کیفیت و شأن نزول آیات 52
- اشاره 60
- حضور گواهان هنگام وصیت 64
- وصیت و تقیه 75
- وصیت و اختلاف درباره امامت 77
- وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نشانه امامت 79
- اشاره 92
- سلاح؛ نشانه امامت 93
- تشبیه سلاح به تابوت بنی اسرائیل 95
- تلازمِ سلاح و دانش 97
- استناد به سلاح برای اثبات امامت 102
- آگاهی شیعه به این که سلاح، نشانه امامت است 107
- اهتمام پیشوایان معصوم علیه السلام به سپردن سلاح به امامِ پس از خود 112
- تلاش دشمنان برای گرفتن سلاح 118
- امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلاح پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله 120
- ماهیت سلاح 126
- دامنه مصداقی سلاح 134
- کیفیت نگه داری از سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله و اعجاز آن 137
- چگونگی شناسایی سلاح پیامبر صلی الله علیه و آله 141
آنچه آشکار بود و همگان از آن اطلاع می یافتند، وصیت بود، در حالی که برای شناساییِ امام از طریق وصیت باید شیعیان از این که وصیت، نشانه امامت است نیز آگاه باشند و دلیلی وجود ندارد که اثبات کند این آگاهی در میان شیعیان شایع بوده است، و به خطا رفتن شیعیان در شناساییِ امام، خود بهترین دلیل بر جهل به این مسئله است. این جهل نیز با توجه به فقدان ابزار اطلاع رسانی در آن دوران، قابل توجیه است؛ هم چنان که به یقین می توان مدعی شد بسیاری از شیعیان معاصر نیز با وجود ابزارهایی که کسب دانش را تسهیل کرده است، درباره این مسئله ناآگاهند و نگارنده این سطور نیز جهل خود به این مسئله را تا پیش از ورود به این بحث مخفی نمی کند. و چه بسا ممکن است گسترده نشدن این معیار و سایر معیارهایی که به کمک آن می شد امامِ حق را شناخت، در پاره ای از برهه ها مطلوب پیشوایان معصوم علیه السلام بوده است، زیرا مطرح شدن چهره های متفاوتی که مدعیِ امامت بودند و اقبال برخی شیعیان به سمت مدعیان و عدم اجماع شیعه بر یک نفر، جانِ امام را بیشتر حفظ می کرد و اندکی از فشار بر شیعه می کاست.
بنابراین، یکی از نشانه هایی که به کمک آن می توان امام را شناخت، این است که امام سابق، آشکارا به کسی وصیت کند، به گونه ای که مردم کوچه و بازار از آن اطلاع یابند. چنین وصیتی اگر درباره شخصی ثابت شود، علامت امامتِ اوست. این وصیت _ چنان که از ظاهر روایات برمی آید _ همان وصیت به ولایت است که در فقه از آن گفت وگو می شود و فقها آن را چنین تعریف کرده اند:
الوصیه بالولایه: استنابه بعد الموت فی التصرف فیما کان له التصرف فیه: من قضاء دیونه و استیفائها، ورد الودائع و استرجاعها. و الولایه علی اولاًده الذین له الولایه علیهم من الصبیان و المجانین و النظر فی أموالهم و التصرف فیها... .(1)
1- قواعد الأحکام،ج 2، ص 562.