راه و بیراهه صفحه 78

صفحه 78

آنچه آشکار بود و همگان از آن اطلاع می یافتند، وصیت بود، در حالی که برای شناساییِ امام از طریق وصیت باید شیعیان از این که وصیت، نشانه امامت است نیز آگاه باشند و دلیلی وجود ندارد که اثبات کند این آگاهی در میان شیعیان شایع بوده است، و به خطا رفتن شیعیان در شناساییِ امام، خود بهترین دلیل بر جهل به این مسئله است. این جهل نیز با توجه به فقدان ابزار اطلاع رسانی در آن دوران، قابل توجیه است؛ هم چنان که به یقین می توان مدعی شد بسیاری از شیعیان معاصر نیز با وجود ابزارهایی که کسب دانش را تسهیل کرده است، درباره این مسئله ناآگاهند و نگارنده این سطور نیز جهل خود به این مسئله را تا پیش از ورود به این بحث مخفی نمی کند. و چه بسا ممکن است گسترده نشدن این معیار و سایر معیارهایی که به کمک آن می شد امامِ حق را شناخت، در پاره ای از برهه ها مطلوب پیشوایان معصوم علیه السلام  بوده است، زیرا مطرح شدن چهره های متفاوتی که مدعیِ امامت بودند و اقبال برخی شیعیان به سمت مدعیان و عدم اجماع شیعه بر یک نفر، جانِ امام را بیشتر حفظ می کرد و اندکی از فشار بر شیعه می کاست.

بنابراین، یکی از نشانه هایی که به کمک آن می توان امام را شناخت، این است که امام سابق، آشکارا به کسی وصیت کند، به گونه ای که مردم کوچه و بازار از آن اطلاع یابند. چنین وصیتی اگر درباره شخصی ثابت شود، علامت امامتِ اوست. این وصیت _ چنان که از ظاهر روایات برمی آید _ همان وصیت به ولایت است که در فقه از آن گفت وگو می شود و فقها آن را چنین تعریف کرده اند:

الوصیه بالولایه: استنابه بعد الموت فی التصرف فیما کان له التصرف فیه: من قضاء دیونه و استیفائها، ورد الودائع و استرجاعها. و الولایه علی اولاًده الذین له الولایه علیهم من الصبیان و المجانین و النظر فی أموالهم و التصرف فیها... .(1)


1- قواعد الأحکام،ج 2، ص 562.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه