اوصیک بهذا الغریب صفحه 42

صفحه 42

من عرض خود را تکرار کردم.

فرمود: بلندتر بگو، همه بشنوند.

سپس فرمودند:

تو کی نوکر ما بودی؟! تو نوکر پول هستی، فلانی 5 ریال به تو می دهد، برایش روضه ی مفصّل می خوانی، ولی بی بی مریم یک ریال به تو می دهد، آخر شب می روی، جلسه اش را سرسری برگزار می کنی!

سپس فرمود: حالا که خود را به ما منتسب کردی، حبیب برایش حواله ای بنویس.

از خواب بیدار شدم و دیدم که نامه در دستم هست. حواله ای بود به آدرس پشت خیمه گاه.

صبح رفتم به پشت خیمه گاه، سیّدی بود که در کسوت روحانی نبود، ولی عمامه بر سر داشت، به استقبالم آمد و گفت: حواله ات را بده.

حواله را گرفت و بر دیدگانش نهاد و مرا با خودش به داخل منزل برد.

مقداری انگور آورد، خوردم، دو کیسه پول آورد و گفت: یکی از کیسه ها حواله ی امام حسین علیه السلام است، کیسه ی دیگر را به خاطر این که مورد عنایت امام حسین علیه السلام قرار گرفته ای، از خودم افزودم.

در هر کیسه 50 دینار بود.

پول ها را گرفتم و به مسافرخانه آمدم، یک مرتبه گفتم: چرا من فقط پول خواستم؟ به آن محل برگشتم و هر چه جستجو کردم، آن منزل را پیدا نکردم.

از آن روز هر وقت منبر می روم به پول توجّه نمی کنم، حتّی پولی را که به من می دهند نمی شمارم.(1)


1- 1_ علی اکبر مهدی پور، جرعه ای از کرامات امام حسین علیه السلام ، ص 40.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه