- پیش گفتار 1
- ویژگیهای برجسته او 5
- 1 . بنده خدا 5
- اشاره 5
- 2 . خلق محمدی 6
- 3 . اهل جود و کرم 6
- ابعاد گوناگون وظایف منتظران 9
- امام زمان واسطه فیض و ناظر اعمال 13
- نفس امام و تصرف در عالم 13
- ذخیره خدا 14
- عصاره موجودات 15
- بقیه اللّه خاتم ولایت 16
- افضلیت پیامبر و ائمه علیهم السلام 16
- امام مهدی ، حاکم بر جمیع 22
- شارح قرآن 23
- قرآن تام 23
- امام عصر غایت بعثت انبیاء 23
- ریشه کنی اختلافات 26
- اصلاح عالم با فداکاری 26
- پرچم دار رهایی و منادی توحید 27
- طبیبان واقعی بشر 28
- امام مهدی مجری و مجدد شریعت 28
- شمع جمع 29
- مقدمات ظهور و فرج 31
- تفسیر انتظار 32
- سلام بر منتظران مهدی 34
- کافی نبودن انتظار و برداشت های نادرست 36
- جواب برخی برداشتها 37
- مبارزه با ظلم و گناه هدف امام زمان 40
- افکار استعماری و ترویج آن 41
- آماده دیدار شوید 43
- ضرورت تشکیل حکومت در همه دورانها 45
- آفتاب ولایت 47
- برچیدن سازمانهای دروغین 49
- موعظه الاهی 50
- انتظار فرج و معنای صحیح آن 52
- اشاره 52
- قدرتهای بزرگ و تبلیغ معنای غلط از انتظار 55
- ماه مبارک رمضان، ماه نبوت 64
- نقشه های دشمنان برای نجات صدام 66
این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پر می کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آن که می گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود ؛ همه هم را بکشند؛ همه به هم ظلم بکنند برای اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ برای اینکه رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاست این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماها را که ما کار به آنها نداشته باشیم، آن ها بیایند هر کاری می خواهند انجام بدهند، این باید خیلی آدم نفهمی باشد!
قدرتهای بزرگ و تبلیغ معنای غلط از انتظار
اما مسأله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طوری که تزریق کرده بودند به ملت ها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهای دنیا که سیاست کار شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان و آن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها. خوب، آنها از خدا می خواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت و به دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروی، دست امثال اینها و آنهایی که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمانها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند و ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد، این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص غافل را، اینها را بازی دادند و گفتند: شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توی مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارها؟
اینهایی که می گویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی، خیال