نسیم زندگی صفحه 16

صفحه 16

6 _ امام سجاد علیه السلام

مدت زمانی از حادثه فجیع کربلا گذشته است. سپاه اموی بدترین ستم هارا برخاندان پیامبر تحمیل کرده وامام سجاد علیه السلام که آن همه صحنه را به چشم خود دیده، خون دل می خورد و آن ستمگران را می بیند و سخن نمی گوید.

اکنون _ پس از گذشت مدّتی _ مردم مدینه بیعت یزید را شکسته اند، و مأموران حکومتی بنی امیه را از مدینه بیرون رانده اند. عبدالله بن عمر، یکی از کسانی است که موقعیّت سیاسی مناسبی دارد، از آن رو که پدرش سالها خلیفه بوده است.

مروان _ حکمران اموی _ نزد عبدالله بن عمر می آید و به او پناهنده می شود تا خانواده اش در شورش اهل مدینه در امان بمانند. اما ابن عمر نمی پذیرد.

مروان، خدمت امام سجاد علیه السلام می شتابد و از حضرتش می خواهد که خانواده او را در پناه خود گیرد. امام سجاد علیه السلام ، مروان را که در قتل پدر بزرگوارش شریک بود، و همسرش عایشه دختر عثمان بن عفّان را _ با همه سوابقی که آن خاندان در برخورد با اهل بیت علیهم السلام داشت _ در کنف حمایت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه