- چش_م ان_داز 1
- 1 _ رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم 7
- اشاره 7
- خاندان رحمت 7
- 2 _ امیرالمؤمنین علیه السلام 10
- 3 _ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام 11
- 4 _ امام حسن مجتبی علیه السلام 12
- 5 _ حضرت سیّدالشهدا صلوات الله علیه 14
- 6 _ امام سجاد علیه السلام 16
- 7 _ امام محمد باقر علیه السلام 18
- 8 _ امام جعفر صادق علیه السلام 19
- 9 _ امام موسی کاظم علیه السلام 20
- 10 _ امام رضا علیه السلام 22
- 11 _ امام محمد جواد علیه السلام 23
- 12 _ امام علی النقی علیه السلام 24
- 13 _ امام حسن عسکری علیه السلام 26
- 14 _ امام مهدی عجل الله تعالی فرجه 28
- ای جلوه رحمت الهی! 30
- آیینه تمام نما 38
- عدالت موعود و دشمنان آن 47
- به ما نگفتند 53
- فه_رست 57
8 _ امام جعفر صادق علیه السلام
ابوجعفر خَثعمی گفت: امام صادق علیه السلام کیسه ای پر از سکّه طلا به من داد و فرمود: این کیسه را به فلان مرد هاشمی بده، بدون اینکه به او بگویی که چه کسی داده است.
وقتی من آن مال را به مرد هاشمی دادم، گفت: خدا جزای خیر دهد به آن کسی که این همه مال را مرتّب برایم می فرستد، که زندگانیِ من به کمک آن می گذرد. ولی جعفر صادق یک درهم به من نمی دهد، با آن که این همه مال بسیار دارد!(1)
سفیان ث_وری گفت: روزی خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و رنگ چهره حضرتش را متغیّر یافتم. علّت پرسیدم. فرمود: من گفته بودم که کسی در خانه بالای بام نرود. وقتی وارد خانه شدم، دیدم یکی از کنیزان که نگهداری یکی از فرزندان کوچک مرا به عهده دارد، طفل مرا در برگرفته و بالای نردبان است. چون نگاهش به من افتاد، لرزید، دست و پای خود را گم کرد، طفل از دستش به زمین افتاد، و در گذشت.
اکنون تغیر رنگ من، از ناراحتیِ مُردنِ آن طفل نیست، بلکه به سبب ترسی است که آن کنیزک از من پیدا کرد.
سفیان ثوری افزود: این در حالی بود که حضرتش پس از
1- بحارالانوار، ج 47، ص 23، منتهی الآمال، ج 2، باب 8، فصل 2.