- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- بخش اول نگار پرده نشین 7
- اشاره 7
- دفتر اول: زمزمه های اشتیاق 7
- بخش دوم شام هجران 22
- بخش سوم شِکوه ها 36
- بخش چهارم ناز و نیاز 48
- بخش پنجم دولت فیض 71
- اشاره 80
- دفتر دوم: ندبه های انتظار 80
- صبح سخن 80
- ندبه اول: قاب زمان 82
- ندبه دوم: عابر آسمان ها 83
- ندبه سوم: آفتاب امید 84
- ندبه چهارم: بال های احساس 85
- ندبه پنجم: بوی بهار 87
- ندبه ششم: عطش روح 89
- ندبه هفتم: مسحور یار 91
- ندبه هشتم: وقت پرواز 92
- ندبه نهم: آماده عروج 94
- ندبه دهم: خلوت دل 95
- ندبه یازدهم: نیستانِ نیاز 96
- ندبه دوازدهم: آستان دوست 98
- ندبه سیزدهم: آتش وصل 100
- ندبه چهاردهم: پل پیوستگی 101
- سخن آخر: پیمان پایدار 104
هرچند گروهی آمدنش را دیر می پندارند، ولی ما، لحظه میعاد را نزدیکِ نزدیک می دانیم؛ شاید از طلوع و غروبی، نزدیک تر.
ندبه سیزدهم: آتش وصل
ندبه سیزدهم: آتش وصل
بر جریده روحم می نویسم: تو پاک ترینی.
می نویسم شوقت بیدارم می کند و مژه هایم در هوای آمدنت خیس می شوند.
می نویسم شاعر همه شعرهایم تویی...
انگار شاپرک های کاغذی می خواهند جایگزینت شوند. می گویم تو، ولی آن ها خودنمایی می کنند!
می گویم بال هایت را سایبانم ساز؛ می بینم آن ها بال هایشان را می گستَرَند!
می گویم به من نگاه کن، ولی آن ها با چشم های ابری شان، غبار بر دلم می پاشند و دلم در حیرتی توان فرسا فریاد می زند:
«اَیْنَ الْمُنتَظَرُ لِأِقامَهِ الْاَمْتِ وَ الْعِوَج؟ اَیْنَ الْمُرْتَجی...؟»(1)
«کجاست آن که کجی ها را راست خواهد کرد؟ اُمیدِ ما کجاست تا ظلم و کین و دشمنی را مچاله کند و به یک سو افکند؟!»
آخر این شاپرک های کاغذی چگونه می توانند جایت را پُر کنند؟ چگونه می تواند نگاهی حیات بخش به چشم های خسته ام هدیه کنند؟!
ای مُنْتَظَر!
آتش انتظارت، نیستانِ وجودم را لحظه به لحظه خاکستر می کند.
1- بخشی از دُعای ندبه.