- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- دفتر اول: زمزمه های اشتیاق 7
- اشاره 7
- بخش اول نگار پرده نشین 7
- بخش دوم شام هجران 22
- بخش سوم شِکوه ها 36
- بخش چهارم ناز و نیاز 48
- بخش پنجم دولت فیض 71
- اشاره 80
- صبح سخن 80
- دفتر دوم: ندبه های انتظار 80
- ندبه اول: قاب زمان 82
- ندبه دوم: عابر آسمان ها 83
- ندبه سوم: آفتاب امید 84
- ندبه چهارم: بال های احساس 85
- ندبه پنجم: بوی بهار 87
- ندبه ششم: عطش روح 89
- ندبه هفتم: مسحور یار 91
- ندبه هشتم: وقت پرواز 92
- ندبه نهم: آماده عروج 94
- ندبه دهم: خلوت دل 95
- ندبه یازدهم: نیستانِ نیاز 96
- ندبه دوازدهم: آستان دوست 98
- ندبه سیزدهم: آتش وصل 100
- ندبه چهاردهم: پل پیوستگی 101
- سخن آخر: پیمان پایدار 104
هر که او هشیارتر، رخ زردتر(1)
20. مهدیا! دیده ام که افراد بی شماری دانسته و دور از توقّع، به ناروا ستم می کنند؛ از احمق و نادان چه انتظار.
عاقل ار سنگ ز جاهل نخورد، پس چه خورد
صبر از یک دو سه جاهل نکنم، پس چه کنم(2)
«أِلَی اللّه ِ اْشْکُوا مِنْ مَعْشَرٍ یَعیشُونَ جُهّالاً وَ یَمُوتونَ ضُلّالاً.»(3) به خدا شکایت می برم از کسانی که عمر خویش را در نادانی می گذرانند و در گمراهی می میرند.
شیخ را باک گر از طعنه خاصان نبود
من چه باکم بود از سرزنش عامی چند
21. مهدیا! خوشم که در جرگه قرآنیان و مهرورزان آل ایمانم و کامم نیز از شوکران تلخ وَش مهجوریت، بهره مند است.
اگر چه مستی عشقم خراب کرد، ولی
1- مولوی.
2- علامه حسن زاده آملی.
3- نهج البلاغه، خطبه 17.