- دیباچه 1
- پیش گفتار 3
- بخش اول نگار پرده نشین 7
- اشاره 7
- دفتر اول: زمزمه های اشتیاق 7
- بخش دوم شام هجران 22
- بخش سوم شِکوه ها 36
- بخش چهارم ناز و نیاز 48
- بخش پنجم دولت فیض 71
- اشاره 80
- دفتر دوم: ندبه های انتظار 80
- صبح سخن 80
- ندبه اول: قاب زمان 82
- ندبه دوم: عابر آسمان ها 83
- ندبه سوم: آفتاب امید 84
- ندبه چهارم: بال های احساس 85
- ندبه پنجم: بوی بهار 87
- ندبه ششم: عطش روح 89
- ندبه هفتم: مسحور یار 91
- ندبه هشتم: وقت پرواز 92
- ندبه نهم: آماده عروج 94
- ندبه دهم: خلوت دل 95
- ندبه یازدهم: نیستانِ نیاز 96
- ندبه دوازدهم: آستان دوست 98
- ندبه سیزدهم: آتش وصل 100
- ندبه چهاردهم: پل پیوستگی 101
- سخن آخر: پیمان پایدار 104
دستانم توانِ نوشتن می دادند و نگاهم را از شور و شوق و شیدایی سرشار می کردند.
این روزها، غبارهای کدورت آن چنان آینه های دلِ آدمیان را به تصرّف خویش درآورده است که شاید این نوشته ها مجالی برای ظهور نیابند و دل های غبارآلود و سیمانی را با خویش هم صدا نکنند. با این حال اطمینان دارم که در انبوه این آدم های رنگارنگ، دل هایی نیز یافت می شوند که با خدای خویش آشتی کرده اند. این دل ها هیچ گاه اجازه نخواهند داد که غبارهای توهّم، آینه هایشان را در بندِ خود درآورند؛ دل هایی که اشتیاق رُستن و رَستن را در خویش پرورش می دهند، یادِ معصومان را عزیز می دارند و کوچه پس کوچه های زندگی را تنها برای تماشای جلوه ای از جمال فریبایشان در می نوردند.
ندبه های انتظار حاصل خلوت های ناب این دل سودایی اند و همه آن ها را به دل هایِ مشتاقی تقدیم می کنیم که در پهن دشتِ خلوت و تنهایی خویش، عاشقانه و عارفانه راه می سِپُرند تا آسمانی شوند.
با این دلِ تنگ، آشنا می طلبم
پیوسته تو را، تو را، تو را می طلبم
هرچند زیارتت بسی دشوار است
دیدار تو را من ز خُدا می طلبم