- دیباچه 1
- اشاره 42
- 1. تصاویر بهشتی 45
- 2. تصاویر دوزخی 46
- بن مایه های مثالی 47
- 2. فناناپذیری 47
- اشاره 47
- 1. آفرینش 47
- دوم. نوآموزی 48
- اشاره 48
- یکم. کاوش 48
- سوم. فدا شدن و ایثار 49
- اشاره 52
- 3. زبان سمبولیک 60
- 4. زبان حقیقت مدار 64
- اشاره 68
- عناصر بنیادین 72
- اشاره 72
- 2. انگیزش واقع گرایانه 73
- 1. انگیزش وابسته به ترکیب بندی 73
- اشاره 75
- 1. تولد معجزه آمیز و زایش رازآلود 76
- 2. جست وجوگر 82
- اشاره 82
- الف) اشخاص واقعی 84
- اشاره 85
- ب) شخصیت در دنیای درام 85
- جست وجوگر به مثابه قاتل 88
- طالب حقیقت 91
- فرستاده (پیک) 92
- اشاره 92
- یکم. رساندن پیغام 93
- سوم. تحویل دادن امانت 94
- حاجت دار 95
- اشاره 95
- یکم. درخواست فرزند 96
- دوم. طلب درمان 97
- سوم. امان خواهی 98
- چهارم. طلب مال 99
- 4. مدعیان دروغین 102
- اشاره 106
- 6. بیابان 106
- «بیابان» از نگاه ادیان 107
- 7. خیمه 108
- 8. نشانه (رمز) 109
- 10. حج 112
- 11. آزمایش 113
- 12. خواب، رویا 115
- 13. حریم ایمن 118
- 15. تحفه سفر 127
- 17. تک سوار 129
- 18. وجوه مالی 130
- 19. پیمان 131
- 21. غیبت منجی 132
- اشاره 132
- 2. پنهان شدن یونس علیه السلام 135
- 3. فراق یوسف علیه السلام 136
- 4. غیبت موسی علیه السلام 136
- 5. ناپدید شدن ذوالقرنین 137
- 6. غیبت صالح علیه السلام 137
- 7. پنهان شدن ادریس علیه السلام 138
- اشاره 157
توماشفسکی، در حالی که باور دارد بن مایه ها، عناصری غیر ادبی هستند و همواره خارج از قصد هنری نویسنده یافت می شوند و بیرون از جهان اثر، دارای حیاتند، بن مایه ها را ماده اولیه صورت بندی و ساخت اثر می داند، گرچه برای بن مایه ها دلالتی واقعی در نظر داشته و بر این باور است که از همین زاویه می توان انگیزش واقع گرایانه اثر را دریافت.
عناصر بنیادین
اشاره
چنان که پیش از این اشاره شد، در هر اثر هنری می توان نظامی متشکل از مضامین به هم پیوسته را شناسایی نمود. این نظام همان درون مایه است. درون مایه دارای مفهومی کوتاه بوده، گاه مفهومی است که از کل اثر و گاه مضمونی است که از بخشی از یک اثر به دست می آید. درون مایه، نمایان گر نوعی وحدت بوده، مواد کلامی و عناصر جزئی را نظم بخشیده، بر اساس اصل علیت صورت بندی می کند. این درون مایه ها از مواد اصلی دیگری به نام بن مایه به دست می آیند که خارج از اثر دارای حیات بوده، سرآغاز گزینش مضامینی قرار می گیرند که همواره بازگوکننده جنبه معنایی مواد کلامی اثر هستند. می توان گفت این بن مایه ها به عنوان زهدانی به حساب می آیند که تمام ادبیات از آنها بارور شده است.
بیشتر نمایشنامه های ارزش مند جهان با تکیه بر بن مایه ها، توانسته اند فرهنگی را زنده کرده و به دیگران انتقال دهند. گرچه ممکن است هر نویسنده از راه های مختلف، عقاید و اندیشه های خود را از طریق متن به مخاطب انتقال دهد، اما بر خلاف توماشفسکی بر این باور هستیم که بن مایه ها افزون بر ساختار، محتوا را نیز به وجود می آورند. از همین رو،