- فصل آخر 1
- مهدویت؛ ضرورت ها، ظر فیت ها، ر و ی کر د ها 6
- مبا نی ا عتقا د ی مهد ویت 16
- بازکاو ی حقوق ا ما م مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 30
- ظهور صغرا و با یستگی ها 41
- مر د م، نها د ها و بز ر گد ا شت هفته (دهه) مهد و یت 58
- تولد دوباره یک ملت 92
- پیا م ا مید به منتظر ا ن 107
- بیعتی تا همیشه 121
- عدا لت مهد و ی ( ا ستمر ا ر عد ا لت نبو ی و علو ی ) 143
- انفجا ر نو ر، ز مینه سا ز ظهور 188
- دولت زمینه ساز 203
- دکترین مهد ویت 222
- لحظه سر شا ر نو ا ختن ز نگ ها و نا قو س ها 230
کشیده بودند که گرسنه بمانند و با ترس بمیرند، از همان گرسنگی به آنان غذا داد و از همان ترس به آنان ایمنی بخشید.
این همه، با نشانِ خدای بخشنده مهربان بود که می خواست تا قریش پراکنده را به الفت اجتماعی و اقتصادی برساند و در سفرهای زمستانی و تابستانی به هم نزدیکشان کند.
پس اگر بنا باشد در برابر طاغوت های فریب کار و در برابر این اربابان، ربّ و معبودی گزید، آن معبود چه کسی باشد جز همو که طاغوت ها را چون برگ نیم خورده کرد و پراکنده ها را به الفت رسانید؟ «فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ». (1) با شکست فیل و هم راهان فیل و با شکست کید و طرح وسیع آنان، الفت اجتماعی و اقتصادی حاصل شده، ولی هدایت و دعوتی لازم است تا الفت اساسی را شکل بدهد و پراکنده ها را جمع کند و اینان را در برابر قدرت های حاکم بیاورد و محکومان را به حکومت برساند و ضعیف ها را پیشوایان قدرت بسازد.
آن چه این الفت نهایی را فراهم می سازد، شناخت و عشق و عبودیتی است که در مغز و قلب و وجود عارفِ عاشقِ عابد می نشیند و هوس های نهفته و جلوه های دنیا و وسوسه های پنهان و آشکار را مهار می کند. از این رو، دعوت نهایی، دعوت به عبودیت است.
پس باید عبد چنین ربّی بود و او را حاکم گرفت؛ ربّی که خوف و فقر آنان را تبدیل کرده است. نمی گوید: «آمن خوفهم»، بلکه می گوید: ((آمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ))؛ (2) یعنی، آنان را از ترس ایمنی بخشید و از گرسنگی به آنان غذا داد؛ همان که باعث ترس و گرسنگی شده بود، با تربیت پیامبر، به امن و سرشاری رسید.
1- سوره قریش، آیه3.
2- سوره قریش، آیه4.