- اشاره 1
- مقدمه 1
- معرفی احمد حسن 2
- شیوه های نقد احمد حسن 4
- مقدمه 7
- گفتار اول: معیارهای تطبیق نشانه های ظهور 7
- ضرورت بحث 14
- اشاره 15
- معیارهای تطبیق 15
- یکم. یقینی بودن تطبیق 17
- اشاره 17
- الف) روایت امام باقر علیه السلام 19
- ب) حدیث امام صادق علیه السلام 23
- دوم. اجتماع تمام معیارهای مذکور در روایات 25
- سوم. تطبیق مبتنی بر تأویل نباشد 28
- چهارم. هماهنگی با معیارها و ضوابط دینی 31
- پنجم. عرضه بر علایم غیرقابل مشابه سازی 34
- نتیجه 41
- مقدمه 46
- گفتار دوم: نقد و بررسی دیدگاه احمد حسن درباره رجعت 46
- اشاره 47
- ادعای احمد بصری 47
- نقد و بررسی 53
- روایات ظاهر 58
- اشاره 58
- روایات صریح 61
- اشاره 79
- پاسخ احمد بصری 79
- نقد و بررسی 81
- اشاره 88
- پاسخ طرف داران احمد بصری 88
- نقد و بررسی 89
- نتیجه 92
- مقدمه 98
- گفتار سوم: نقد و بررسی آراء مدعیان مهدویت: با تکیه بر آراء احمد الحسن 98
- اشاره 99
- تقطیع روایات به قصد فریب 99
- نقد و بررسی ادعای احمد حسن 99
- پاسخ طرف داران احمد حسن به اشکالات یادشده و نقد آن 101
- اشاره 101
- روایت نخست 101
- روایت دوم 103
- تحریف نظر دانشمندان شیعه 107
- ناتوانی در فهم معنای حدیث 111
- استناد به نقل های شاذ 116
- استناد به نسخه بدل های ثابت نشده 125
- استناد به خبر واحد سنی و ادعای تواتر آن در احادیث شیعی 135
- برداشت های سطحی از روایات 142
- حذف روایات مخالف 152
- ترجیح سخن دیگران بر فرمایش امام معصوم 155
- اعم بودن دلیل از مدعا 159
- تعارض درونی 161
- تعارضات بیرونی 164
- مخالفت با اجماع شیعه و اهل سنت 165
- منابع 167
انقلاب مشروطه در هشتاد سال قبل تفسیر و تأویل نمود؛ زیرا مردم خواستار این بودند که عده ای از فقها بر قوانین کشوری نظارت داشته باشند و آن چه که منطبق با دستورات اسلام نیست نقض نمایند، نظام حاکم در ظاهر، آن را در قانون اساسی 1906میلادی پذیرفت، اما در واقع نپذیرفته بود. سپس در نهضت آیت الله کاشانی و مصدق در سال 1951 یک بار دیگر خواستار این معنا شدند، به آنان اعتنایی نشد و در این مرحله بود که امریکا موفق شد با شکست انقلاب مردم، شاه را _ که آن روز ها از ایران فرار کرده بود _ دیگربار به ایران بازگرداند. مردم با مشاهده این وضع، سلاح برگرفته و در نهضت امام خمینی آماده ایثارگری شده و با تظاهرات میلیونی در مقابل دشمن مقاومت کردند. در این مقطع نیز شاه و اربابانش سعی در برآوردن خواسته های آنان داشتند، بدین گونه که به آنان گفته شد اجرای موادی که قانون اساسی 1906 مبنی بر نظارت شش نفر از فقهای اسلام بر قوانین کشور عنوان نموده خواهند پذیرفت. ... اما امام خمینی و توده میلیونی مردم نپذیرفته و با ادامه نهضت مقدس اسلامی به پیروزی بر استکبار جهانی دست یافتند و نظام اسلامی را در کشور خود حاکم نمودند. ... اما تفسیر بهتر این است که آنان از دشمنانشان که ابرقدرت ها هستند حق را مطالبه می کنند که در شئون زندگی آن ها دخالت ننموده و دست از این مردم بردارند و بگذارند قوانین روح بخش اسلام را در کشورشان پیاده کنند و مستقل شوند، اما به آنان اعتنا نمی شود تا این که آن ها را مجبور به برگرفتن سلاح در جنگ با آنان نماید که مسلمانان در این کشمکش و نبردها نیز به پیروزی می رسند. دشمنانشان با مشاهده این وضع می خواهند خواسته اولیه آنان را بدهند، مشروط به این که در ایران اسلام را حاکم