- روح الله ... 1
- مهدی باوری 2
- مهدی یاوری 6
- اشاره 6
- جان و جانان 9
- اشاره 14
- مهدی زیستی 14
- ساده زیستی 15
- این افزایش برای چیست؟ 16
- سخت گیری 17
- با فروشنده طی کنید 17
- بدهید وصله کنند 21
- یقه عبای امام وصله داشت 21
- فقط نان و پنیر و خربزه 21
- سخت کوشی 23
- ما همه سرباز خدا هستیم 25
- خدمت گزار 26
- زیر منت شما هستم 26
- من طلبه هستم 26
- بانوان رهبر ما هستند 27
- عکس کشاورز را به جای عکس من چاپ کنید 27
- بلافاصله به سوی او شلیک کنند! 28
- هر هفته از من عیادت می کردند 30
- شاگردپروری و غریب نوازی امام 30
- شبانه پیاده به دنبال طبیب رفتند 31
- دهانم نرسید به دست او 32
- با مردم درست رفتار کنید 32
- اهل کجایی؟ شغلت چیست؟ 33
- لباس ها را شستند 34
- تا این مادر شهید را نیاورید... 35
- توجه به طلاب مستمند 35
- ابهت امام 37
- ابهت من شاه را گرفته بود! 38
- از ایشان حساب می بردیم 38
- امانتی بود از جانب خدا که خودش پس گرفت 39
- جوان مردی در نوجوانی 39
- رادیو را بگذارید سر جای خود 40
- بزرگ ترین انسان در کوچک ترین خانه 42
- قناعت و زهد در عین مکنت 43
- نهایت سادگی 44
- من تلفن نمی کشم 45
- جهاد با نفس 45
- از همان آجرها استفاده کنند 45
- تلویزیون را خاموش کردند 48
- باید این القاب برداشته شود 48
- کتاب ها را به خانه من نیاورید 49
- اینها ضد تبلیغ است 50
- خودت را اصلاح کن 52
- از همه شما راضی هستم 53
- پرهیزکاری 55
- مبادا هم سایه ها اذیت شوند 56
- آقایان طلبه باشند 56
- رعایت حال دیگران 58
- تا آخرین لحظه ذکر می گفتند 59
- انیس قرآن 60
- امام بر ملکوت مسلّط است 60
- ناو امریکایی را هدف قرار می دادم 63
- گریه امام 65
- به همه عزیزان در بند، سلام مرا برسانید 67
- استکبارستیزی امام 70
- عشق به امام 74
کتکی نمی زدند. گاهی اوقات یک تشر می زدند، یا تندی می کردند و همان برای چندین روز کافی بود. (1)
جوان مردی در نوجوانی
یکی از هم بازی های نوجوانی های امام می گفت: در محله سبزی کاران خمین، بچه های محل جرأت فحش دادن و لات گری نداشتند؛ چون امام گاهی از آن محل رد می شدند. (2)
امانتی بود از جانب خدا که خودش پس گرفت
از یکی از دوستان خانوادگی (امام) خمینی، صفت مشخص او را پرسیدم. صحنه ای را برایم تعریف کرد که 35 سال قبل اتفاق افتاده بود. کوچک ترین فرزند خانواده در حوض غرق شده بود و مادر گریه می کرد. مجتهدی مشغول نماز خواندن بر جنازه بود که امام خمینی وارد شد. با تمام عشق و علاقه ای که به این دخترش داشت، در قیافه او اثری از تغییر مشاهده نشد. چند لحظه مکث کرد و گفت: امانتی بود از جانب خدا
1- به نقل از فریده مصطفوی. (پابه پای آفتاب، ج 1، ص 99)
2- به نقل از مرحوم آیه الله پسندیده. (برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج 2، ص 316)