روح الله، مهدی باور، مهدی یاور، مهدی زیست صفحه 39

صفحه 39

کتکی نمی زدند. گاهی اوقات یک تشر می زدند، یا تندی می کردند و همان برای چندین روز کافی بود. (1)

جوان مردی در نوجوانی

یکی از هم بازی های نوجوانی های امام می گفت: در محله سبزی کاران خمین، بچه های محل جرأت فحش دادن و لات گری نداشتند؛ چون امام گاهی از آن محل رد می شدند. (2)

امانتی بود از جانب خدا که خودش پس گرفت

از یکی از دوستان خانوادگی (امام) خمینی، صفت مشخص او را پرسیدم. صحنه ای را برایم تعریف کرد که 35 سال قبل اتفاق افتاده بود. کوچک ترین فرزند خانواده در حوض غرق شده بود و مادر گریه می کرد. مجتهدی مشغول نماز خواندن بر جنازه بود که امام خمینی وارد شد. با تمام عشق و علاقه ای که به این دخترش داشت، در قیافه او اثری از تغییر مشاهده نشد. چند لحظه مکث کرد و گفت: امانتی بود از جانب خدا


1- به نقل از فریده مصطفوی. (پابه پای آفتاب، ج 1، ص 99)
2- به نقل از مرحوم آیه الله پسندیده. (برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج 2، ص 316)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه