سیاست و مهدویت صفحه 143

صفحه 143

شده ای می داند که از سطح جامعه محدود گذشته، به سطح جهانی گسترش یافته است؛ همان مدرنیته اما با مقیاسی جهانی (Robertson, 1992: 142). وجه اشتراک دیدگاه های فوق را می توان در پیوند بین جهانی شدن با مدرنیسم دانست. از این جهت، جهانی شدن چیزی نیست جز بازتولید مدرنیته درعرصه جهانی که موجب تحولاتی در آن نیز شده است.

محققان دیگری نیز که مبانی نظری ای چون مبانی گروه نخست را پذیرفته اند، در این مطلب را مناقشه کرده اند که جهانی شدن با غلبه سرمایه-داری از اهداف مدرن خویش دچار انحراف شده و جهانی شدن فعلی آرمان مدرنیسم را نمی تواند به خوبی تأمین کند. این گروه که به متفکران نئومارکسیست معروف گشته اند، معتقدند جهانی شدن موجود سلطه طبقاتی را با بهره گیری از تکنولوژی های جدید ادامه می دهد. از این منظر، جهانی شدن تداوم استعمار به شکل جدید آن است. البته باید توجه داشت که این نحله نیز در مبانی مدرن با گروه نخست هم عقیده هستند و محوریت انسان، ایده پیشرفت و عقلانیت خود بنیاد مدرن را قبول دارند و ایده خود را بر آنها استوار کرده اند. اما تمایز آنها در آن است که شیوه تحقق این آرمان ها را متفاوت می بینند. در این نگرش، آزادی، پیشرفت و زندگی عقلانی، درپی محدود سازی مالکیت خصوصی و اهمیت دادن به جامعه تأمین می شود. والرستین، از مهم ترین نظریه پردازان این نحله، ریشه های جهانی شدن را با ظهور نظام سرمایه داری توأم می داند. از نظر او جهانی شدن قدمتی پانصد ساله دارد، اما آن چه جدید محسوب می شود، آغاز مرحله گذار از وضعیت بحرانی مدرن به وضعیت جدیدی است که ماهیت آن هنوز مشخص نشده است (Wallerstein,2000).

دیگر نظریه پردازان نئومارکسیست نیز جهانی شدن را طرح و برنامه سرمایه داری غربی برای گسترش نفوذ و سیطره خود به تمامی جهان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه