سیاست و مهدویت صفحه 71

صفحه 71

دیدگاه اینان، ضرورت نصب امام علیه السلام تنها به دلیل شرعی لازم است.

قائلان به ضرورت عقلی هم دو دسته هستند: شیعیان آن را بر خداوند به دلیل لطف واجب می دانند. اما معتزلیان آن را به حکمی عقلی می دانند که تنها بر جامعه اسلامی واجب است. البته در این تقسیم بندی می توان کسانی را یافت که به هر دو وجوب شرعی و عقلی معتقدند. شیعیان عموماً هم به دلیل شرعی و هم دلیل عقلی برای ضرورت امامت تمسک می کنند.

البته گفته می شود ابوبکر اصم معتزلی همانند خوارج به بی نیازی از امام علیه السلام و عدم ضرورت آن رأی داده است. وی در موضعی افراطی و نادر در میان معتزله، به امکان الغای حکومت و دولت و بی نیازی از امام - در صورت تأمین آن بدون امام - رأی داده است. او می گوید:

اگر مردم با خودشان انصاف داشته باشند و ظلم و آن چه موجب اقامه حد می شود از بین برود، مردم از امام بی نیاز می شوند. (قاضی عبدالجبار، بی تا، ج20: 48)

او در این جا برای حکومتی که با امام عینیت می یابد، ویژگی هایی قرار داده، از این شمار: انصاف، زوال ظلم و نبود آن چه موجب اقامه حد شود. از نظر وی، هرگاه این اهداف محقق شود، مردم از این حکومت و امام بی نیاز می شوند. گفته می شود که بعدها اصم از این دیدگاه نخست خود برگشته است.

اما فراتر از دیدگاه های خوارج و تعداد اندکی از معتزلیان درباره مسئله امامت، می توان اصل ضرورت تشکیل دولت اسلامی را اصلی فراگیر و مشترک در بین تمامی مکاتب اسلامی دانست. چنین دیدگاه هایی درباره دولت اسلامی را می توان تا دو سده پیش بیان گر تمامی دیدگاه های مسلمانان در این باره دولت اسلامی دانست. اما با آشنایی مسلمانان با غرب مدرن و ورود آموزه های دنیای مدرن غربی و تجدد گرایی به جهان اسلام، به تدریج

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه