- مقدمه 1
- جلسه ی اول 4
- اشاره 4
- بداء ناپذیری ظهور توحید ناب 6
- برکات شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه 8
- معنی حقیقت الانسان 12
- معنی بقیت اللّهی بودن 18
- صاحب اصلی عالم بقیت الله 22
- حالِ باقی به بقای الهی 24
- خطر محروم شدن از بَقیّت اللّه 27
- عامل تقدُّم ظهور 29
- ارتقاء جامعه و ظهور 31
- معنی انتظار 32
- ظهور انسانیت 37
- نور مهدی علیه السلام و تغییر نقشه ی سیاسی جهان 39
- اشاره 43
- جلسه ی دوم 43
- 1- پایان تاریخ یا بلوغ تاریخ 45
- 2- معنی بقیت الله 51
- 3- ظهور امام، اشاره به چه عالَمی دارد؟ 55
- 4- خصوصیات انسان در نظام بقیّتُ اللّهی 59
- 5- عالَم لطف 64
- 6- به سراغ آمدن خدایِ لطف 68
- 7- خصوصیات پایان تاریخ 72
- 8- مژده ی بزرگ 76
- 9- زندگی در جبهه ای روشن 80
- 10- راز ظهور و خفای نور بقیت الله عجل الله تعالی فرجه 83
- 11- دو نوع رجعت 87
- منابع 93
1- بحار الأنوار، ج 52، ص 364.
تشریعی حضرت مهدی علیه السلام را نشناسیم هنوز وارد فرهنگ انتظار نشده ایم تا به نتایج آن نایل شویم. ابتدا باید برای ورود به فرهنگ انتظار، معنی بقیت الله را بفهمیم و تا اسیر حسّ و ماهیّات هستیم نمی توانیم از حقیقت بقیت اللّهی رفع حجاب کنیم و لذا وقتی حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه نهضت خود را شروع می کنند و می فرمایند: ای اهل عالم «اَنَا بَقِیه اللّه فی ارضه» من آن کسی هستم که از خدا در زمین باقی مانده، نمی دانیم از چه چیز سخن می گویند چون به «وقت بقیت الله» وارد نشده ایم. عرفایی مثل حضرت امام خمینی«رضوان الله علیه» زحمت های زیادی کشیدند تا وارد این «وقت» شدند و نور بقیت اللّهی برایشان تجلی کرد.
دورانی که حضرت بقیت الله عجل الله تعالی فرجه ظهور کنند تمام عالم در حالت بقاء قرار می گیرد، حالتی که عرفا تحت عنوان «وقت» از آن یاد می کنند. شناخت «وقت» موجب می شود تا علاوه بر شناخت مقام بقیت اللّهی که در هر کدام از ما هست، به مقام اصلی عالم بقیت الله که مربوط به حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه می باشد آشنا شویم. به اهل ایمان توصیه شده است «وقت» خود را پیدا کنند و در آن قرار گیرند تا آزاد از حجاب گذشته و آینده در «حال» و در «حضور» مستقر شوند. «وقت» عبارت است از حالتی که سالک از ماضی و مستقبل آزاد شده و آماده ی تجلی واردات قلبی بر سرّ ضمیر خود می شود. اول باید خود را از گذشته و آینده آزاد کنیم تا «صاحب وقت» شویم و در این حالت از نیستی به هستی وارد شویم. مولوی در باره ی آن می گوید:
صوفی
ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست
فردا گفتن از شرط طریق