تفسیر عقایدی به اثبات رسید و همچنین معلوم شد که اسم امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این سلسلۀ دوازده گانه است که خدا به وسیلۀ او زمین را پس از آن که پر از ظلم و جور شده است، اصلاح می کند و پر از عدل و داد می نماید، دیگر مجالی برای شک در ثبوت مفهوم عقایدی برای مهدویّت - که اهل بیت(علیهم السلام) بر آن اصرار می ورزند- باقی نمی ماند.
ارتباط عمیق مسألۀ مهدویّت با مسألۀ خلافت ائمّۀ دوازده گانه باعث می شود که بگوییم: «تفسیر خبر از آینده» با حدیث پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) دربارۀ جانشینان دوازده گانه تناسب ندارد و مسائل سیاسی باعث شده است که پیروان خلفا به این تفسیر روی بیاورند و از «تفسیر عقایدی» که امامت و جانشینی را منصوص می داند، کناره گیری کنند. در واقع آنان حدیث را بیانگر خبر از آینده قرار داده اند تا بتوانند مسألۀ سقیفه و شرعیّت خلافت خلفای سه گانه را توجیه کنند. به دنبال آن مجبور شده اند که مسألۀ مهدویّت را نیز به عنوان خبر از آینده و یک پیشگویی صرف، تلقّی کنند تا بدین ترتیب از قبول امامت ائمّۀ دوازده گانه طفره بروند؛ چون قبول حقّانیّت و صحّت تفسیر عقایدی در مورد حدیث خلفای دوازده گانه، ثبوت حقّانیّت مفهوم عقایدی برای مسألۀ مهدویّت را به دنبال دارد و این چیزی است که می خواهند از آن فرار کنند.