- روشن تر از خورشید 1
- اشاره 4
- حجت های الهی 5
- علامت و ودیعه اول 10
- اشاره 10
- اشاره 14
- علامت و ودیعه دوم 14
- جعل سلاح و پرچم 23
- علامت و ودیعه سوم 26
- اشاره 36
- علامت و ودیعه چهارم 36
- نصب در رؤیا 40
- علامت و ودیعه پنجم 44
- 1. علائم و ودایع شخصیتی 46
- اشاره 46
- اشاره 46
- تکلم به تمامی زبان ها و لهجه ها 47
- توان ارتباط با تمامی موجودات 48
- 1. علم 52
- 2. علائم و ودایع برون شخصیتی 52
- اشاره 52
- 2. معجزه 57
- اشاره 57
- معجزه و امام مهدی علیه السلام 59
- یمانی در روایات 64
- اشاره 64
- هدایت گر بودن یمانی 65
- موعود یا محتوم بودن یمانی 71
- موعود یا محتوم واحتمال بداء 71
- اشاره 71
- معیار شناخت یمانی 75
- وظیفه یمانی 78
- عصمت یمانی 79
- حجت بودن یمانی 84
بنابراین، راه شناخت اوصیاء و حجج الهی به هیچ وجه یکسان نبوده و ممکن است برخی از انبیاء و رسولان با قانون وصیت، و برخی دیگر با قانون معجزه و عده ای نیز با اتکاء به شهرت صداقت و امانت داری و یا با استدلال و برهان ظاهر شده و مدعای (رسالت) خود را اثبات کرده باشند.
لذا با مراجعه به تاریخ و روایات مشخص می گردد که استناد حجج الهی به وصیت یا معجزه و ... مسأله فراگیری نیست و حتی بسیاری از آنان به هیچ وصیتی استناد نکرده و حتی هیچ معجزه ای هم ارائه نفرمودند.
به عنوان نمونه؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دعوت خود را برای اهل کتاب، با اتکاء به وصیت حضرت موسی و عیسی علیهما السلام عرضه کرد، اما وقتی همین رسالت را به قریش و اهل مکه مطرح می کند، به امین بودن و اصالت خانوادگی اش استناد کرده(1) و در مواجهه با معاندین نیز به معجزه متمسک می شود. لذا مشاهده می شود که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله برای متقاعد کردن سه گروه (اهل کتاب، قریش و اهل مکه، معاندین) از سه مدل معرفتی متفاوت استفاده کرده و از یک قانون مشترک تبعیت نفرموده است.
1- روزی پیامبراکرم در کنار کوه «صفا» روی سنگی قرار گرفت تا مردم را به خداپرستی دعوت کند. ابتدا با واژه یا مباحاه که عرب به جای زنگ خطر به کار می برد، توجه همه را به خود جلب کرد، آن گاه با استفاده از شخصیت ممتاز خود و سابقه ی درخشانش در امانت داری و راستگویی به آنان گفت: ای مردم ! اگر به شما بگویم پشت این کوه دشمنان شما موضع گرفته اند و قصد تجاوز به مال و جان شما را دارند، باور می کنید؟ همه تصدیق کردند و گفتند: آری! ما تا به حال دروغی از تو نشنیده ایم. فرمود: ای گروه قریش! خود را از آتش نجات دهید من برای شما در پیشگاه خدا نمی توانم کاری بکنم، من شما را از عذاب دردناک می ترسانم. موقعیت من همانند دیده بانی است که دشمن را از نقطه دور می بیند و فورا به سوی قوم خود برای نجات آنان می شتابد و با شعار مخصوص آنان را از این پیش آمد با خبر می کند. سیره حلبی، ج1، ص321.