عصر ظهور صفحه 316

صفحه 316

باقر علیه السلام روایت شده که فرمود:

" وقتی او (مهدی) به ثعلبیه (نام مکانی در عراق) رسد، مردی از بستگان وی که از لحاظ جسمانی و

شجاعت قوی ترین مردم، بعد از حضرت است برخیزد و گوید، ای آقا! چه میکنی؟ به خدا قسم که تو

مردم را همچون گوسفندان از جلوی خود میرانی (یعنی همچون شبان و یا گرگ که گله گوسفند را رم

میدهد) آیا به فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین کنی یا به چیز دیگر؟ در این هنگام شخصی که عهده دار بیعت

(یعنی مسئول گرفتن بیعت از مردم برای امام) میگوید: ساکت میشوی یا گردنت را بزنم، آنگاه قائم

فرماید: ای فلان خاموش باش، آری به خدا سوگند من منشوری از رسول خدا صلی الله علیه و آله با خود دارم، ای فلان

آن صندوقچه را بیاور، صندوق را نزد او آورد و امام منشور پیامبر صلی الله علیه و آله را بخواند، در این هنگام مرد معترض

گوید: فدایت شوم اجازه بده سرت را ببوسم، امام سر را جلو میبرد و او بین دو چشم وی را بوسه میدهد و

میگوید خدا مرا فدای تو گرداند دوباره با ما تجدید بیعت کن، امام مجددا با آنها بیعت میکند " (1)

بی تردید نشانه و یا نشانه هائی وجود دارد که یاران امام پی میبرند، آن نامه

همان منشور معروف پیامبر صلی الله علیه و آله است اما درخواست مجدد آنها برای تجدید بیعت

بدین جهت است که ایراد و اعتراض آنها خود نوعی اخلال در بیعت محسوب

میشود.

ممکن است برخی، مجازات و قتل ستمگران از سوی امام علیه السلام را سنگدلی و

افراط در کشتار تعبیر کنند اما در واقع آن اقدام امام، مانند یک عمل جراحی است

که برای پاکسازی جامعه اسلامی و سایر جوامع جهانی از لوث وجود سرکشان و

ستم پیشگان ضرورت دارد و بدون آن هرگز بساط ظلم برچیده نشده و عدالت

حاکمیت نخواهد یافت و اگر امام علیه السلام با سیاست ملایمت و گذشت، رفتار نماید

هرگز ترفندها و توطئه های جدید مستکبران از بین نخواهد رفت. زیرا ستمگران در


1- 1. بحار: 53 / 343.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه