«شعر»
به یاد کربلا امشب نمایم من سخنرانی
به عشق ساقی طفلان کند طبعم غزل خوانی
سپه سالار اهل جِد، شجاعت را همی واجد
برای رب بسی ساجد گرامی پور عمرانی
بوَد مُجریِّ «قَدْ قامَت» ز قید نفس دون راحت
برای ظالمین آفت، شهید راه یزدانی
وجیه پیشگاه دین، دعایش را بسی آمین
توسّل بر رهش تمکین، شفیع باب رحمانی
بود
رمزش عزاداری، به سرعت رو سویش آری
«أیا کاشف!» به لب جاری، بود او فخر ایمانی
بود درسش همه غیرت، به راه حق همه نصرت
سراسر زندگی عزّت، مشو غافل از او آنی
به نازم روح باز او، یَدَینِ کارساز او
توسّل برمزارش جو، وزیر عشق ربّانی
ابرمردی است با قدرت، معلّم در ره همّت
وزیر شاه با صولت، مُضیف بزم عرفانی