دانشگاه عاشورا و ظهور صفحه 11

صفحه 11

صفا دارد بسی کویش، جمال مرتضی رویش

چرا بشکست بازویش به ظلم عبد شیطانی؟

بگریَم من از آن ساعت، که قدِ سروِ «قَدْ قامَت»

خمید از دیدن آفت، شکست آن ظَهر سلطانی

سکینه اَلعطش خواند، همه چشمان به ره ماند

چرا سقّا نمی آید، کجا شد حیدر ثانی؟

سکینه با پدر می گفت، لبان خشک او بشکفت:

عمو آبی برایم جست، رود احساس عطشانی؟

شهنشه هم جوابش داد، عمود خیمه را بنهاد

ز ظلم ظالمین فریاد، کجا شد روح انسانی؟

که یعنی بی علمدارم، ز بعد او گرفتارم

به دل عشق وِرا دارم، فُتوّت را بود بانی

به قربان وفای او، کند «کوچک» ثنای او

بوَد شعرش رثای او، به لطف حی سبحانی

چه می گویم؟! امروز تاسوعا است!.

عدّه ای مخالف جمعه راه می روند، در تدارک آتش اند که فردا آتش به خیمه ها بزنند! بر خلاف وعده،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه