نظریه پردازی درباره آینده جهان صفحه 18

صفحه 18

استدلال فوکویاما مبتنی بر تلقی هگل از چیزی به اسم (جریان حقیقی تاریخ) است. تاریخ در این تلقی، خود دارای کمال است، و این کمال هم معنوی و هم مادّی است، و هنگامی به آخرالزمان می رسد که کمال معنوی و ذاتی هر دو حاصل شوند.

به عقیده هگل کمال (معنوی) در سال 1806 اتفاق افتاد یعنی زمانی که ناپلئون درینا شکست خورد. امّا کمال مادّی تاریخ به تأخیر افتاد. می بایست هیتلر پیدا شود و شکست بخورد. می بایست مارکسیست پیدا شود و شکست بخورد تا این کمال مادّی نیز حاصل شود. فوکویاما معتقد است که دوران کنونی دقیقاً پایان تاریخ و آخرالزمان (هگل) است؛ زیرا ظهور بنیادگرایی (حرکت های سیاسی) را امری ناچیز جلوه می دهد.(1)

نقد

این استدلال و تئوری اشکالات و انتقاداتی دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

الف) «آلن دوبوار» معتقد است که استدلال فوکویاما در هیچ مورد چیز جدیدی به ما عرضه نمی کند؛ زیرا گفتار او در همان چیزی ریشه دارد که باید آن را بنیاد ایدئولوژی آمریکایی دانست، باور به این که آمریکا در سیاست، رمز و راز و خوشبختی را کشف کرده، و این فرمول سیاسی قابل تعمیم به سراسر کره زمین است. او کوچک ترین توجّه به جهان سوم ندارد، جهان سوّمی که او با تحقیر درباره اش می گوید: (هنوز در تاریخ فرو رفته است). و این به نژادپرستی بیشتر نزدیک است تا واقع گرایی.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه