- مقدمه ناشر 1
- منشأ تفکّر تشکیل حکومت جهانی 6
- ایمان به اصلاح جهان در مکاتب فلسفی 8
- نقد نظریه اشپنگلر 14
- تکامل تاریخ از دیدگاه مادیین 14
- نقد 15
- طرح اول - تکامل تاریخ از زاویه تکنیک جدید 15
- طرح اول - تکامل تاریخ از زاویه تکنیک جدید 15
- دیدگاه فوکویاما 17
- دیدگاه های نظریه پردازان لیبرالیسم 17
- دیدگاه های نظریه پردازان لیبرالیسم 17
- دیدگاه فوکویاما 17
- نقد 18
- دیدگاه مارشال مک لوهان 19
- دیدگاه مارشال مک لوهان 19
- نقد 20
- 2 - بحران خانواده 21
- 1 - پوچ گرایی 21
- 4 - خشونت 22
- 6 - تبعیض 22
- 5 - ناامنی 22
- 3 - اعتیاد 22
- 8 - بی بند و باری جنسی 23
- 9 - ابتذال رسانه ای 23
- 7 - فقر 23
- 10 - سیستم آموزشی نا کارآمد 23
- 11 - اقتصاد بیمار 24
- 12 - وابستگی به بازارهای دنیا 24
- دیدگاه آلوین تافلر 24
- دیدگاه آلوین تافلر 24
- نقد 26
- دیدگاه ساموئل هانتینگتون 29
- دیدگاه ساموئل هانتینگتون 29
- نقد 32
- طرح دوم - تکامل تاریخ از طریق قانون پیشرفته 37
- طرح دوم - تکامل تاریخ از طریق قانون پیشرفته 37
- نقد 38
- طرح سوّم - تکامل تاریخ از راه تک قطبی کردن عالم 39
- طرح سوّم - تکامل تاریخ از راه تک قطبی کردن عالم 39
- اندیشه حکومت جهانی 40
- پیشینه تاریخی اندیشه حکومت جهانی 40
- دیدگاه فلاسفه قبل از اسلام 41
- دیدگاه متفکّران معاصر 42
- طرح نظام تک قطبی در عصر حاضر 43
- نقد 44
- طرح چهارم - تکامل تاریخ به شیوه دیالکتیک 46
- 1 - تکامل دیالکتیک طبیعی 46
- طرح چهارم - تکامل تاریخ به شیوه دیالکتیک 46
- 2 - تکامل دیالکتیک تاریخی 50
- اشکالات نظریه دیالکتیک 53
- تکامل تاریخ به شیوه انسانی و فطری 57
- نوع بینش 59
- خصوصیات شیوه انسانی - فطری 60
- نظام آفرینش، نویدبخش آینده ای درخشان 62
- قانون عکس العمل، نوید جامعه ای بهتر و متکامل 63
- الزام ها و ضرورت های اجتماعی، نوید دهنده زندگی برتر 64
- اصلاحات تدریجی یا انقلاب بنیادی؟ 65
- نوع آمادگی برای حکومت عدل جهانی 67
- حکومت واحد جهانی از دیدگاه اسلام 68
- اهمیت رهبری برای حکومت عدل جهانی 70
- شروط مصلح جهانی 71
- اعتراف برخی از فلاسفه غرب به دیدگاه اسلام 73
- تکامل تاریخ از منظر قرآن 76
- آینده درخشان از دیدگاه اسلام 77
- 1 - خوش بینی به آینده بشریت 77
- آینده درخشان از دیدگاه اسلام 77
- 2 - گسترش عدالت 79
- 4 - گسترش مفهوم عدل 83
- 5 - برقراری مساوات کامل میان انسان ها 85
- 6 - بلوغ بشریت به خردمندی کامل 87
- 7 - عمران و آبادی در سطح عالم 88
- 8 - برطرف شدن جنگ و خون ریزی در سایه حکومت جهانی 89
- 9 - آیین و روش جدید 90
استدلال فوکویاما مبتنی بر تلقی هگل از چیزی به اسم (جریان حقیقی تاریخ) است. تاریخ در این تلقی، خود دارای کمال است، و این کمال هم معنوی و هم مادّی است، و هنگامی به آخرالزمان می رسد که کمال معنوی و ذاتی هر دو حاصل شوند.
به عقیده هگل کمال (معنوی) در سال 1806 اتفاق افتاد یعنی زمانی که ناپلئون درینا شکست خورد. امّا کمال مادّی تاریخ به تأخیر افتاد. می بایست هیتلر پیدا شود و شکست بخورد. می بایست مارکسیست پیدا شود و شکست بخورد تا این کمال مادّی نیز حاصل شود. فوکویاما معتقد است که دوران کنونی دقیقاً پایان تاریخ و آخرالزمان (هگل) است؛ زیرا ظهور بنیادگرایی (حرکت های سیاسی) را امری ناچیز جلوه می دهد.(1)
نقد
این استدلال و تئوری اشکالات و انتقاداتی دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
الف) «آلن دوبوار» معتقد است که استدلال فوکویاما در هیچ مورد چیز جدیدی به ما عرضه نمی کند؛ زیرا گفتار او در همان چیزی ریشه دارد که باید آن را بنیاد ایدئولوژی آمریکایی دانست، باور به این که آمریکا در سیاست، رمز و راز و خوشبختی را کشف کرده، و این فرمول سیاسی قابل تعمیم به سراسر کره زمین است. او کوچک ترین توجّه به جهان سوم ندارد، جهان سوّمی که او با تحقیر درباره اش می گوید: (هنوز در تاریخ فرو رفته است). و این به نژادپرستی بیشتر نزدیک است تا واقع گرایی.