- مهدی و قرآن 1
- راه شناخت مهدی 1
- پیشگفتار 1
- میلاد حضرت مهدی مبارک باد 1
- شریک قرآن 2
- احیاگر قرآن 2
- قرائت کننده و تفسیرگر قرآن 2
- تعلیم دهنده احکام قرآن 2
- تلاوت کننده و ترجمان قرآن 2
- حضرت مهدی در آینه کلام معصومین 3
- حضرت زهرا 3
- مهدی در قرآن 3
- امیرالمؤمنین علی 3
- حضرت مهدی در احادیث قدسی 3
- امام صادق 4
- امام زین العابدین 4
- امام باقر 4
- امام حسن مجتبی 4
- امام حسین 4
- امام رضا 5
- امام کاظم 5
- امام جواد 5
- امام حسن عسکری 5
- امام علی النقی 5
- گشاده پیشانی 6
- اسامی و اوصاف و القاب حضرت مهدی 6
- زیبا و خوش صورت 6
- برخی ویژگی های ظاهری 6
- پیشینه غیبت 7
- مروری گذرا بر غیبت صغری 7
- دارای دو خال مخصوص 7
- زمان غیبت صغری 7
- میانه قامت 7
- پایان غیبت صغری 8
- چگونگی غیبت 8
- نحوه ارتباط با مردم 8
- مستور بودن 8
- حضور مستور و مستمر 9
- گمنامی 9
- کناره گزینی و دوری از مساکن ظالمین 9
- نهانی از دیدگان نه از دلها 9
- آگاهی موالیان حقیقی به مکان غیبت 9
- چرائی غیبت 10
- راه رفتن در بازارها و پا گذاردن بر فرشهای مردم 10
- امتحان درجه تسلیم در برابر اراده خدا 10
- آگاهی به حال مردم 10
- بیم از کشته شدن 10
- آزمایش مؤمنان به سختی ها و شداید روزگار 11
- الطاف خفیّه پروردگار 11
- آزمایش مردم در میزان ایمان به امامت 11
- آماده شدن شرایط برای محو سلطه مستکبران 11
- گناهان و عدم آمادگی مردم 11
- کیفیت بهره وری از امام غائب 12
- غیبت پیامبران پیشین 12
- جریان سنّت الهی 12
- وظیفه شیعیان در دوران غیبت 12
- تمسک به تقوی 13
- طلب معرفت 13
- انتظار آگاهانه 13
- تقیّه به عنوان سلاح مقاومت 13
- تمسک به ریسمان ولایت 13
- سنت انتظار 14
- حزن و اندوه بر مصائب غیبت و دعا برای ظهور 14
- ولایت فقیه 14
- نگاهی به دوران پس از ظهور 14
- مقدمات ظهور 14
- احیای قرآن و معارف قرآنی 15
- تجدید اسلام 15
- حاکمیت اسلام در سراسر هستی 15
- اقامه کامل حدود الهی 15
- گسترش عدالت و رفع ستم 15
- کمال دانش و معرفت 16
- یگانگی و اتحاد و محبت 16
- تطهیر زمین از گناه 16
- رشد عقلی 16
- امنیت و آسایش 16
- معرفی خویشتن 17
- پرتوی از فرمایشات نورانی قائم آل محمد 17
- نقش خویش در حفظ و هدایت مردم 17
- وظیفه شیعیان 17
- شرط یاری 18
- درباره ظهور 18
- درباره اهلبیت 18
- پاورقی 18
حضرت مهدی (علیه السلام) در بیان کیفیت بهره بردن از وجود ایشان در دوران غیبت می فرمایند: «و امّا وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیّبها عن الابصار السحاب». [73] .«امّا چگونگی بهرهوری از من در دوران غیبتم چونان بهره بردن از خورشید است زمانی که ابرها آن را از دیدگان، مستور می دارند.» طبق این کلام شریف، وجه غیبت خورشید را باید در وجود ابرها جستجو کرد. خورشید به خودی خود عین ظهور است و یکسره نور افشانی و درخشش دارد. این ابرها هستند که چهره جان فروز آن را از دیدگان مخفی می کنند. و بدین گونه است نهانی آخرین خورشید ولایت و امامت حضرت مهدی (علیه السلام) که در ذات خویش جز مهربانی و لطف و عنایت نسبت به عباد اللّه ندارد. امّا مردم با گناهان خود و با عدم آمادگی برای قبول حکومت الهی او، سبب پنهان ماندن او در پس پرده های سیاه ابر غیبت می باشند. چنین است که شیخ طوسی (رحمة اللّه علیه) می فرماید:«امّا سبب غیبت امام دوازدهم (علیه السلام) ممکن نیست که از جانب خدای سبحان و یا از جانب خود آن حضرت باشد، بلکه از طرف مردم و مکلفین است و جهت آن غلبه خوف ـ از نابودی حق ـ و مطیع نبودن مردم نسبت به اوست و هر موقع که این سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بکوشند، و تسلیم او باشند، ظهور واجب می شود.» [74] .
جریان سنّت الهی
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وجه الحکمة فی غیبته، وجه الحکمة فی غیبات من تقدّمه من حجج اللّه تعالی ذکره». [75] .وجه حکمت در غیبت او، همان وجه حکمت در غیبت هایی است که توسط حجّت های الهی پیش از او صورت گرفته، به عبارت دیگر می توان وجه غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) را استمرار همان سنّت حکیمانه ای دانست که در ادوار گذشته تاریخ به غیبت بسیاری از انبیاء و اولیاء انجامیده است.چنانکه باز هم امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إنّ سنن الانبیاء (علیهم السلام) بما وقع بهم من الغیبات حادثة فی القائم منّا اهل البیت حذوالنّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة». [76] .«سنت های پیامبران نسبت به غیبت هایی که برای شان پیش آمد، همگی به طور تمام و کمال در مورد قائم ما اهل بیت، اتفاق می افتد.»
غیبت پیامبران پیشین
عبداللّه بن فضل هاشمی گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می فرماید:«صاحب این امر را غیبتی هست که بناچار صورت پذیرد و باطل گرایان همگی در آن شک کنند». پرسیدم: فدایت شوم! چرا؟فرمود: «بخاطر چیزی که بیان آن را به ما اجازه نداده اند.» قلت: فَماوَجْه الحکمة فی غیبته؟ قال: «وجه الحکمة فی غیبته، وجه الحکمة فی غیبات مَن تقدّمه مِن حجج اللّه تعالی ذکره». [77] .محمد بن مسلم گوید: بر امام باقر (علیه السلام) وارد شدم در حالی که قصد داشتم درباره قائم آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) سؤال کنم.امام (علیه السلام) بدون اینکه چیزی بگویم فرمود: «ای محمد بن مسلم! در قائم آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) شباهتی به پنج نفر از پیامبران وجود دارد: یونس بن متی، و یوسف بن یعقوب، موسی، عیسی و محمد (صلی اللّه علیهم).امّا شباهت او به یونس (علیه السلام) ; به خاطر آنست که از غیبت باز می گردد و پس از عمری طولانی، جوان به نظر می رسد.امّا شباهت او به یوسف (علیه السلام) ; غیبت او از خاص و عام است و پنهان بودن او از برادرانش و مشکل شدن امر او بر پدرش یعقوب (علیه السلام)، با اینکه مسافت بین او و پدرش و اهلبیت و شیعیانش نزدیک بود.امّا شباهت او به موسی (علیه السلام) ; استمرار خوف و طولانی شدن غیبت و مخفی بودن ولادت اوست و اینکه پیروان او بعد از غیبت او با دیدن سختی ها و خواری های فراوان خسته شدند، تا آن زمان که خداوند عزّوجلّ اجازه ظهور به او داده و یاریش نموده و بر دشمنانش پیروز گرداند.امّا شباهت او به عیسی (علیه السلام) ; اختلاف کسانی است که در باره او به مخالفت یکدیگر پرداختند، برخی گفتند به دنیا نیامده، گروهی گفتند مُرده است، گروهی دیگر گفتند، کشته شده و به دار آویخته شده است.و امّا شباهت او به جدّش حضرت محمّد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) ; قیام به شمشیر و کشتن دشمنان خدا و پیامبر، و ستمگران و مستکبران است و اینکه او به وسیله سلاح و القاء وحشت بر دشمن غلبه می یابد و هیچ پرچمی از پرچمهای او بدون پیروزی بر نمی گردد.» [78] .شیخ صدوق (رحمه اللّه) در مقدمه کتاب شریف «کمال الدین» آورده است: سبب تألیف این کتاب چنان شد که در یکی از سالها، زمانی که از زیارت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بر می گشتم، در نیشابور اقامت گزیدم. و آنجا اکثر کسانی که بر من وارد می شدند، شیعیانی بودند که امر غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) آنان را به حیرت و شبهات دچار ساخته بود.در بین آنان، یکی از مشایخ اهل فضل که مدّتها در آرزوی دیدارش به سر می بردم و به خاطر دینداری و استقامت عقیده اش مشتاق زیارتش بودم، به نام «نجم الدین ابو سعید محمد بن الحسن بن الصلت قمی» به دیدارم آمد و روزی سخن از فلاسفه و اهل منطق در بخارا به میان آورد، که با شبهات خویش حیرت و شک او را، در امر غیبت طولانی حضرت قائم (علیه السلام)، برانگیخته بودند.زمانی که جوابش را دادم و دلش آرام یافت، پیشنهاد کرد که کتابی در این باب بنویسم و من هم قول مساعد دادم.پس از این قضیه، شبی در خواب دیدم که در مکّه هستم و به طواف «بیت اللّه» مشغولم و در هفتمین شوط، کنار حجرالاسود آمده، آن را استلام کردم و می بوسیدم و می گفتم: «امانتی ادّیتها و میثاقی تعاهدته لتشهدلی بالموافاة».«امانت خویش را ادا کردم و پیمانم را به عهده گرفتم، تا تو روز قیامت به وفای آن برایم شهادت دهی».در همین هنگام مولای مان صاحب الزمان (صلوات اللّه علیه) را دیدم که کنار درب خانه کعبه ایستاده است، نزدیکش رفتم و او با نگاه به چهره من، با فراست هر چه را که از دل مشغولی و اندیشه های متفرقه داشتم دریافت. سلام کردم، جواب فرمود، سپس پرسید: چرا کتابی درباره غیبت نمی نویسی تا هُمومِ تو را کفایت کند؟ گفتم: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)، درباره غیبت تصنیفات و تألیفاتی دارم.فرمود: نه به آن ترتیب; بلکه از تو می خواهم که اینک کتابی درباره غیبت بنویسی و غیبت های پیامبران را در آن ذکر نمایی.او با گفتن این سخن، به راه افتاد و رفت و من دهشتزده از خواب بیدار شدم. آن شب را تا صبح به دعا و گریه وزاری و شکوه از فراقش گذراندم و صبحگاهان به عنوان امتثال فرمانش، تألیف این کتاب را آغاز کردم. [79] .آنچه در سفارش و فرمان ولی عصر (سلام اللّه علیه) نسبت به ذکر غیبت های پیامبران در کتاب شیخ صدوق قابل دقّت و بررسی است، به یقین اهمیّت شناخت این غیبت ها، در راستای آشنایی با حکمت های مستور در این سنّت دیر پای الهی است که در احادیث معصومین (علیهم السلام) هم - چنانکه ذکر شد ـ مورد تأکید مکرّر قرار گرفته است.شیخ صدوق اوّلین باب های کتاب گرانقدر خود «کمال الدین و تمام النعمة» را، به بررسی نهانزیستیِ پیامبران (صلوات اللّه علیهم) می پردازد:اولین باب، درباره غیبت حضرت ادریس (سلام اللّه علیه) است، که در ضمن حدیثی طولانی آمده است:«ادریس در غاری از کوهی بلند، دور از چشم مردم پناه گرفت و به روزه داری و عبادت پرداخت. مردم پس از خروج و اختفای او، مدّت بیست سال به قحطسالی و بیچارگی مبتلا بودند، تا اینکه طی ماجرایی، حضرت ادریس در طلب آب و غذا از نهانگاه خویش بیرون می آید و مردم او را می شناسند و طاغوت زمانش به خواری کشیده می شود و او به میان مردم باز می گردد.» [80] .دوّمین باب، با ذکر چهار حدیث، درباره حضرت نوح (علیه السلام) است، که در سوّمین حدیث آمده است:امام صادق (علیه السلام) فرمود: «زمانی که مرگ نوح (علیه السلام) نزدیک شد، پیروان خویش را فرا خواند و به آنان گفت: بدانید که پس از من، غیبتی خواهد بود که در طی آن طاغوتها به قدرت خواهند رسید، و همانا خدای تعالی به قیام کننده ای از فرزندان من که نامش «هود» است، درامر شما گشایشی پدید خواهد آورد.» [81] .سوّمین باب، درباره غیبت حضرت صالح (علیه السلام) است که در آن تنها یک حدیث از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که طی آن فرمود:«همانا صالح (علیه السلام) مدتی از میان قوم خویش غائب بود، آن روز که تازه غیبت کرده بود عاقل مردی میانسان، تنومند و زیبا اندام و با محاسنی فراوان و گونه هایی مناسب وقامتی متناسب بود. امّا وقتی بسوی قومش بازگشت ـ در اثر کثرت ضعف و تغییر صورت ـ او را نشناختند و مردم درباره او سه دسته شدند.همانا مثل قائم اهلبیت (علیهم السلام) همانند صالح (علیه السلام) است.» [82] .چهارمین باب، درباره غیبت حضرت ابراهیم (علیه السلام) است و در ابتدای آن آمده است:«امّا غیبت حضرت ابراهیم خلیل الرحمن (علیه السلام) شباهت به غیبت قائم ما (صلوات اللّه علیه) دارد، بلکه عجیب تر از آن است زیرا خداوند عزوجلّ حتی در شکم مادر، اثر ابراهیم (علیه السلام) را مخفی گرداند و ولادتش را نیز پنهان داشت، تا زمان تقدیر شده ظهور آن، فرا رسد.» در این باب طی دو حدیث نسبتاً طولانی از دو نوع غیبت حضرت ابراهیم (علیه السلام) که طی سه مرحله انجام یافت سخن به میان آمده است: یکی در هنگام ولادت و قبل از آن، دیگری در زمانی که طاغوت مصر او را تبعید کرد، و سوّمین مرحله آن زمانی که برای عبرت گرفتن به تنهایی روانه سرزمینهای دور و نزدیک شد.» [83] .پنجمین باب، درباره غیبت حضرت یوسف (علیه السلام) است که با نقل سه حدیث، کیفیت غیبت حضرت یوسف (علیه السلام) و جنبه امتحان داشتن این غیبت، برای حضرت یعقوب (علیه السلام) مطرح شده و نتیجه گرفته شده که حال شیعیان آگاه در زمان ما نسبت به امام غائب خویش (سلام اللّه علیه)، همانند حال حضرت یعقوب (علیه السلام) است که می گفت: «ای فرزندان من! بروید یوسف و برادرش را جستجو کنید». [84] .و حال ناآگاهان و معاندین در امر غیبت او همچون حال برادران یوسف است که می گفتند: «بخدا سوگند! تو در همان گمراهی سابق خود هستی». [85] .ششمین باب، درباره غیبت حضرت موسی (علیه السلام) است، در اولین حدیث از قول پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است که فرمود:«پس از حضرت یوسف (علیه السلام) شدّت و غیبتی برای بنی اسرائیل واقع شد که چهار صد سال طول کشید، در حالی که آنان همگی منتظر قیام قائم یعنی حضرت موسی (علیه السلام) بودند.» [86] .در این باب پنج حدیث ذکر شده که طی آنها غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) به غیبت حضرت موسی (علیه السلام) تشبیه شده است.هفتمین باب، درباره غیبت اوصیای حضرت موسی (علیه السلام) تا روزگار حضرت مسیح (علیه السلام) است.و در بابهای بعدی نیز به اخباری در زمینه نهانی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و اولیاء پرداخته شده است.
کیفیت بهره وری از امام غائب
جابر بن عبداللّه انصاری از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) پرسید: آیا شیعیان در غیبت حضرت قائم (علیه السلام) از وجود او بهره مند می شوند؟فرمود: «آری! سوگند به خدایی که مرا به پیامبری بر انگیخت، آنها از او بهره مند می شوند و از نور ولایت او در دوران غیبتش کسب نور می کنند، همچنانکه مردم از خورشید در پس پرده ابر بهره می برند.» [87] .سؤال در باره چگونگی استفاده بردن از امام غائب (علیه السلام)، هم در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و هم در زمان امامان بزرگوار (علیهم السلام) و هم در زمان غیبت صغری، توسط شیعیان تکرار شده و مضمون حدیث فوق، در اکثر آنها به عنوان پاسخ ذکر شده است. چنانکه خود امام زمان (علیه السلام) فرمود:«و امّا وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیّبها عن الابصار السحابُ». [88] .«امّا چگونگی بهره بردن از من در دوران غیبتم مانند بهره بردن از خورشید است در زمانی که ابرها آن را از دیدگان مردم می پوشانند.» علامه مجلسی در وجه تشبیه امام غایب (علیه السلام) به خورشید در پس ابر، مواردی را ذکر می کند:1 ـ نور وجود و علم و هدایت، به واسطه آن حضرت (علیه السلام) به خلایق می رسد. چنانکه در اخبار متعدد روایت شده که او و سایر اهلبیت (علیهم السلام) علّت ایجاد خلق هستند و به برکت آنان است که علوم و معارف بر مردم آشکار شده و بلاها رفع می شود.2 ـ چنانکه مردم از خورشید در پس ابر استفاده می برند و با این همه به خاطر بهره بردن بیشتر هر لحظه انتظار برطرف ابرها را دارند، شیعیان مخلص در هر زمان منتظر ظهور و قیام او هستند.3 ـ منکر وجود حضرت مهدی (علیه السلام)، با این همه آثاری که در غیبت از او ظاهر می شود، مثل انکار کننده وجود خورشید در پس پرده ابر است.4 ـ چنانکه نهان شدن خورشید در پس ابرها گاهی بهتر از آشکار شدن آن است، می توان گفت: در دوران غیبت برای شیعه، پنهان ماندن آن حضرت، مفیدتر و بهتر است.5 ـ همانطور که نظر کننده به خورشید، چه بسا با نبودن ابر دچار کوری شود، چه بسا خورشیدِ وجودِ مقدّس حضرت مهدی (علیه السلام) هم، اگر ظاهر باشد برای بصیرت شیعیان ضرر داشته باشد و سبب کوری آنان از دیدن حقیقت شود، امّا همین بصیرتها بتواند تحمل ایمان به او در دوره غیبت را داشته باشد، چنانکه انسان به خورشید در پشت ابرها می نگرد و زیان نمی بیند.6 ـ خورشید گاهی از پرده ابر خارج می شود و بسیاری از مردم آن را می بینند، به همین ترتیب ممکن است که آن حضرت هم در روزگار غیبت برای بعضی مردم بروز کند.7 ـ اهلبیت (علیهم السلام) در شمول منافع، چونان خورشیدند، پس همانطور که انسانِ کور، خورشید را چه ظاهر و چه در پس ابر، نمی بیند، کور باطنان هم خورشید وجود امام غایب را نمی بینند، «من کان فی هذه أعمی فهو فی الآخرة أعمی و اضلّ سبیلا» [89] «هرکس در این دنیا کور باشد در آخرت نیز کور خواهد بود بلکه زیانکارتر و گمراه تر!» 8 ـ چنانکه نور خورشید در هر خانه ای به مقدار وجود روزنه ها و پنجره ها می تابد و به مقداری که موانع را از جلو نور برداشته باشند، خانه را روشن می کند. به همین ترتیب مردم به اندازه ای که موانع معرفت همچون شهوات نفسانی و تعلقات جسمانی را از فکر و اندیشه خود برداشته و به میزانی که پرده های تاریک مادی را از روی دل خود کنار زده باشند، می توانند از نور هدایت حضرت مهدی (علیه السلام) و اهلبیت استفاده ببرند، تا امر به آنجا برسد که مانند شخصی شود که زیر آسمانِ بدون ابر قرار گرفته که بدون هیچ حجابی، پرتو خورشید او را از هر طرف احاطه کرده باشد.علامه مجلسی بدنبال این نکات می فرماید: «از این بهشت روحانی، هشت در را به رویت گشودم در حالی که خداوند هشت باب دیگر را نیز به فضل خویش بر من گشوده است، لکن عبارت را از ذکر آنها ناتوان می بینم. چه بسا که خداوند در باب معرفت اهلبیت (علیهم السلام) هزار در برما بگشاید که هر دری، هزار در دیگر گشوده شود.» [90] .
وظیفه شیعیان در دوران غیبت
اشاره
شدّت فتنه ها و کثرت ابتلائات و فزونی مشاکل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدی (علیه السلام)، اقتضا می کند که ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشتری داشته باشند. در این باب، نکاتی چند از کلام معصومین سلام اللّه علیهم، دقت و تعمّق بیشتری می طلبد: