- اشاره 5
- روایت اول 5
- دلالت روایت 6
- بررسی سند 6
- اشاره 8
- بررسی سند 9
- دلالت روایت 9
- بررسی سند 10
- اشاره 10
- اشاره 10
- الف. محمد بن موسی بن المتوکل 11
- ب. احمد بن محمد بن عیسی 11
- دلالت روایت 12
- ج. حسن بن محبوب 12
- بررسی سند 13
- اشاره 13
- اشاره 15
- بررسی سند 16
- دلالت روایت 21
- بررسی سندی 22
- اشاره 22
- دلالت روایت 23
- اشاره 24
- بررسی سند 25
- دلالت روایت 25
- اشاره 25
- روایت هشتم 25
- بررسی سند 26
- روایت نهم 27
- اشاره 27
- دلالت روایت 27
- اشاره 28
- روایت دهم 28
- بررسی سندی 28
- دلالت روایت 28
- بررسی سند 29
- دلالت روایت 33
- اشاره 34
- دلالت روایت 35
- بررسی سند 35
- اشاره 36
- بررسی سند 37
- عبایه بن ربعی 37
- دلالت روایت 38
- روایت پانزدهم 43
- اشاره 43
- بررسی سند 45
- دلالت روایت 45
- روایت شانزدهم 46
- اشاره 46
- بررسی سند 47
- دلالت روایت 50
- اشاره 51
- بررسی سند 51
- اشاره 52
- روایت هجدهم 52
- دلالت روایت 52
- بررسی سند 52
- اشاره 53
- بررسی سند 54
- اشاره 58
- روایت بیست ویکم 60
- دلالت روایت 60
- اشاره 60
- بررسی سند 60
- بررسی سند 61
- دلالت روایت 61
- اشاره 64
- بررسی سند 64
- نتیجه گیری پایانی 65
- پیوست: 68
- اشاره 68
- دلالت روایت 69
- اشاره 69
- بررسی سند 69
- اشاره 69
- روایت دوم 69
- روایت چهارم 70
- بررسی سند 70
- دلالت روایت 70
- روایت سوم 70
- روایت پنجم 71
- روایت ششم 71
- اشاره 72
- روایت هشتم 72
- روایت هفتم 72
- بررسی سند 73
- روایت نهم 74
- اشاره 74
- بررسی سند 74
- دلالت روایت 75
- بررسی سند 76
- دلالت روایت 76
- اشاره 76
- روایت دوازدهم 77
- روایت یازدهم 77
- روایت سیزدهم 78
- نظرات مختلف درباره نفس زکیه 79
- اشاره 79
- روایت چهاردهم 79
عبدالله بن رزین ذکر گردیده است.
همین مقدار در عدم اعتبار روایت، کفایت می کند.
دلالت روایت
این روایت، قتل نفس زکیه را از نشانه های ظهور ذکر کرده و گویی از علائم نزدیک به قیام حضرت علیه السلام می باشد. (1)
1- تحقیق روایت شانزدهم: این سخن استاد طبسی را نمی توان پذیرفت چرا که با توجه به کتب رجال، نام قرقاره، یعقوب بن نعیم نیست؛ و در همه کتب رجال، نام او را چنین آورده اند: «یعقوب بن نعیم بن عمرو بن قرقاره » ؛ یعنی قرقاره جد اوست، نه این که همان شخص باشد. تنها کسی که در بیان نام او، قرقاره را به عنوان جدش ذکر نکرده است، علامه حلّی در خلاصه الاقوال، می باشد. البته با توجه به نقل تمام رجالیان از قرقاره به عنوان جد یعقوب، و همچنین با توجه به این مطلب که علامه حلّی در کتاب دیگرش با نام ایضاح الشتباه، قرقاره را به عنوان جدّ یعقوب گرفته است، مطمئنا در خلاصه الأقوال اشتباهی رخ داده است. (ر.ک: خلاصه القوال، علامه حلی، ص 298، ش1110 ایضاح الاشتباه، علامه حلی، ص319، ش 767). البته شیخ طوسی (ره)، نام قرقاره را چنین می آورد، و ظاهرا قرقاره را جد یعقوب بن نعیم نمی داند. «أبی یوسف یعقوب بن نعیم بن عمرو قرقاره الکاتب» (ر.ک: غیبت طوسی، ص461، باب علائم ظهور الحجه ). ن ک ته: نگارنده بر این اعتقاد است که مراد از قرقاره، نصر بن عصام بن مغیره است. دلیل این سخن، سندی ذکر شده در کتاب غیبت شیخ طوسی (ره) می باشد. وی در کتاب غیبت خود روایتی را ذکر می کنند که سند آن چنین است: أخبرنا جماعه عن أبی المفضل الشیبانی، عن أبی نعیم نصر بن عصام بن المغیره الفهری المعروف بقرقاره قال: حدثنی أبوسعید المراغی...؛ ( غیبت طوسی، ص251 باب اثبات ولاده صاحب الزمان علیه السلام ش220). این شخص توثیقی در روایات ما ندارد (ر.ک: مستدرک علم الرجال، نمازی، ج 8، ص69). در نقل شیخ طوسی (ره) نیز تفاوتی با نقل ابن حماد وجود دارد؛ چرا که بنا بر نقل ابن حماد، برادر نفس زکیه در مکه کشته می شود؛ اما در نقل شیخ طوسی (ره)، می توان چنین ترجمه کرد که نفس زکیه و برادرش، در مکه به قتل می رسند. همچنین بنابر نقل شیخ طوسی (ره)، قتل نفس زکیه از نشانه های ظهور نیست؛ چرا که قبل از قتل او، مهدی علیه السلام ظهور کرده است و همراه فرمانده خود یعنی شعیب بن صالح، به سوی مکه حرکت می کنند.