- مقدمه ناشر 1
- مقدمه نویسنده 2
- جلسه 1 3
- اشاره 3
- روایات دجال 4
- اشاره 5
- دجال در منابع اهل سنت 5
- روایت دجال طبق نقل صحیح مسلم 7
- دجال در منابع شیعه 9
- اشاره 9
- روایت کمال الدین وتمام النعمه در مورد دجال 9
- تضعیف روایت دجال 9
- پرسش اصبغ بن نباته از دجّال و پاسخ امیرالمومنین علیه السلام 11
- ادامه روایت کمال الدین مرحوم شیخ صدوق 12
- اشاره 15
- محور اول: معنای دجال 15
- جلسه 2 15
- نکاتی در مورد دجال 15
- بیان مجمع البحرین در معنای دجال 15
- بیان لسان العرب در معنای دجال 16
- محور دوم: روایات 18
- دیدگاه اول 23
- قیام های قبل از ظهور، مقبول و یا مردود؟ 23
- اشاره 23
- جلسه 3 23
- ارزیابی روایت 24
- دفاع از مختار ثقفی 24
- نتیجه گیری در خصوص روایات دجال در کتب اربعه 26
- اشاره 27
- جلسه 4 27
- اشاره 27
- مجموعه ورّام و مؤلف آن 27
- محور سوم: روایات دجال در کتب خاصه، غیر از کتب اربعه 27
- نتیجه کلام علامه مجلسی در مورد مجموعه ورام 28
- روایت دجال در مجموعه ورام 28
- مجموعه ورام از دیدگاه علمای رجال 29
- علت عنایت علمای شیعه به روایاتِ از طریق اهل سنت 29
- جلسه 5 31
- نکته ای در تعداد روایات در خصوص دجال 31
- علمایی از شیعه که به نام طبرسی شناخته می شوند 31
- اعتبار کتاب إثبات الهداه بالنصوص و المعجزات 34
- تردستی دجال 37
- اشاره 37
- ویژگی ها و شمایل ظاهری دجال 37
- جلسه 6 37
- علمای شیعه و استدلال به دجال 39
- اشاره 39
- متن خطبه امیر المؤمنین علیهم السلام طبق بیان ابن میثم بحرانی 41
- اشاره 43
- جلسه 7 43
- نکاتی مختصر در مورد شخصیت منذربن جارود 44
- اشاره 46
- ادامه روایت در بیان اقدامات دجال 46
- ماجرای محاوره امام حسن علیه السلام با پادشاه روم 47
- جلسه 8 51
- بررسی شخصیت و جایگاه فرات کوفی 51
- چرا کتب رجالی شیعه، از فرات کوفی نام نبرده اند؟ 52
- آثار زیدی ها در یمن 52
- اشاره 52
- دیدگاه علامه مجلسی در مورد فرات کوفی 52
- دیدگاه علمای رجال در خصوص معلی بن خنیس 58
- جلسه 9 58
- شاهد بحث در روایت (محل کشته شدن دجال) 58
- نتیجه گیری در مورد ابن خنیس 59
- تعارض بین دو روایت در مورد دجال 61
- جواز و عدم جواز تسمیه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت 63
- جلسه 10 65
- روایات تفسیری بحث دجال 65
- اشاره 65
- طبری و تفسیرش 66
- احمدبن حنبل از دیدگاه ذهبی 67
- اختلاف طبری با احمد بن حنبل 68
- تفسیر طبری از دیدگاه ذهبی 69
- آیا طبری شیعه است ؟ 70
- طبری از دیدگاه ذهبی 70
- طبری از نظر شیعه 71
- کعب الاحبار، تنها از نظر معاویه معتبر است 72
- قتل دجال به نقل از منابع شیعه 74
- اشاره 74
- جلسه 11 74
- اشاره 74
- علم ائمه اطهار علیهم السلام در اعتراف مخالفین 77
- ایمان تمامی اهل کتاب به عیسی علیه السلام قبل از رجعت 79
- جلسه 12 82
- دیدگاه مرحوم مجلسی اول 82
- اشاره 82
- دجال از نظر علمای اهل سنت 82
- اشاره 82
- نتیجه 84
- نافع بن ازرق کیست؟ 87
- ترجمه کلام مرحوم صدوق 89
- دیدگاه شیخ مفید 90
- دیدگاه شیخ طوسی 91
- دیدگاه ابن بطریق 92
- بیان مرحوم اربلی در کشف الغمه 93
- جلسه 13 94
- بیان مرحوم مجلسی ذیل روایت 94
- روایت مصابیح السنه 96
- اشاره 97
- روایت نافع 97
- بیان برخی از معاصرین در مورد دجال 97
- احتمالات در خصوص شخص دجال 98
- احتجاج به وجود دجال برای اثبات عمر طولانی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 102
- روایات دجال در کتاب های اهل سنت 102
- اشاره 102
- جلسه 14 102
- اشاره 102
- اشاره 103
- روایت اول: روایت ابو سعید خدری 103
- بیانی در مورد حضرت خضر علیه السلام 106
- خضر و الیاس، دو پیامبر جاودان 110
- جلسه 15 111
- اشاره 111
- طول عمر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و استدلال به عمر خضر علیه السلام 111
- کلامی از امام حسن مجتبی علیه السلامدر پاسخ به فرد سائل 112
- اشاره 112
- روایت، طبق نقل اصول کافی 114
- اشاره 114
- زنده بودن خضر علیه السلام در عصر ائمه اطهار علیهم السلام 114
- روایتی دیگر: امام عسکری علیه السلام و معرفی جانشین خود 115
- بیان علامه طباطبایی در مورد حضرت خضر و ذوالقرنین 119
- ادامه بحث علامه طباطبایی در خصوص زندگی و حیات خضر علیه السلام 122
- جلسه 16 122
- روایت دوم: روایت نواس بن سمعان 128
- جلسه 17 131
- چرا در کتاب های عامه از دجال، به مسیح دجال تعبیر می شود؟ 131
- محل خروج دجال 132
- آیا دجال از ناحیه اصفهان است؟ 133
- اشاره 133
- اشاره 133
- روایت اول ( خروج دجال از اصفهان) 133
- وصف قریه یهودیه اصفهان در معجم البلدان 135
- اشاره 137
- روایت دوم 137
- جلسه 18 137
- روایت سوم 138
- نزال بن سبره در طرق روایات شیعه و اهل سنت 138
- روایت طبق نقل ابن ابی شیبه 140
- اشاره 140
- روایت چهارم 140
- روایت پنجم 140
- روایت ششم 141
- روایت طبق نقل مسند احمد 141
- بررسی شخصیت ذکوان اباصالح 142
- تضعیف روایت به واسطه وجود ذکوان 143
- تجلیل اهل سنت از ذکوان 143
- یحیی بن سعید قطان؛ پدر علم رجال اهل سنت 144
- بررسی شخصیت حرب بن شداد 144
- جلسه 19 146
- اشاره 146
- احتمال خروج دجال از مناطق دیگر (مرو، بلخ، سجستان و…) 146
- سجستان (سیستان) 147
- ارادت مردم سجستان به امیر المؤمنین علیه السلام 148
- خروج دجال از سیستان طبق نقل شیخ صدوق 149
- روایت خروج دجال از سجستان 149
- دیدگاه مؤلف کتاب "عقیده المسیح الدجال فی الادیان" 150
- اشاره 151
- روایت نواس بن سمعان 151
- تحلیل سعید ایوب از روایت 152
- بیان مصنف عبدالرزاق در مورد خروج دجال 153
- آیا دجال شخص است یا جریان؟ 155
- دیدگاه اول: دجال جریان است، نه یک شخص 155
- اشاره 155
- دیدگاه دوم: دجال شخص است، نه جریان 156
- جلسه 20 158
- خروج دجال، قبل از ظهور یا بعد از آن؟ 158
- اشاره 158
- دیدگاه سید بن طاووس در مورد روایات ابن عباس 158
- روایت خروج دجال بر اساس نقل ابن شهر آشوب 160
- روایت خروج دجال طبق نقل منتخب الانوارالمضیئه 161
- اشاره 163
- ابهام در زمان خروج دجال، قبل یا بعد از ظهور 163
- بررسی دیدگاه مرحوم صدر در مورد جریان بودن دجال 163
- نقد توجیهات شهید صدر در مورد روایت صحیح مسلم 163
- بررسی و نقد دیدگاه مرحوم صدر 171
- اشاره 174
- اشکالاتی چند بر نظریه جریان بودن دجال 174
- بیان مرحوم صدر در جلد سوم (تاریخ مابعد الظهور) 176
- اشکال بر شهید صدر 177
- روایات مورد استناد مرحوم صدر 181
- نتیجه نهایی 183
- کتابنامه 186
نَبِیاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ الدَّجَّالَ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَخَّرَهُ إِلَی یوْمِکُمْ هَذَا، فَمَهْمَا تَشَابَهَ عَلَیکُمْ مِنْ أَمْرِهِ، فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَیسَ بِأَعْوَرَ إِنَّهُ یخْرُجُ عَلَی حِمَارٍ عَرْضُ مَا بَینَ أُذُنَیهِ مِیلٌ یخْرُجُ وَ مَعَهُ جَنَّهٌ وَ نَارٌ وَ جَبَلٌ مِنْ خُبْزٍ وَ نَهْرٌ مِنْ مَاءٍ أَکْثَرُ أَتْبَاعِهِ الْیهُودُ وَ النِّسَاءُ وَ الْأَعْرَابُ (1) یدْخُلُ آفَاقَ الْأَرْضِ کُلَّهَا إِلَّا مَکَّهَ وَ لَابَتَیهَا وَ الْمَدِینَهَ وَ لَابَتَیهَا. (2)
1- منظور از اعراب بادیه نشین ها هستند و کسانی که در امور دین تفقه نمی کنند و حدود خدا را بلد نیستند. اعراب کسانی هستند که قرآن در مورد آنها می فرماید:«ألاعراب أشد کفرا ونفاقا»، پس منظور از اعراب، عرب ها نیستند، عرب و اعراب عموم و خصوص من وجه است.
2- شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص528 -529، باب47 ؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص199. ترجمه روایت: ابن عمر می گوید: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با اصحاب خود نماز صبح را به جای آورد؛ برخاست و به اتفاق اصحاب به درب خانه ای در مدینه آمد و در را کوبید، زنی بیرون آمد و گفت:ای ابو القاسم! چه می خواهی؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:ای امّ عبد اللَّه! می خواهم مرا نزد عبد اللَّه ببری. آن زن گفت:ای ابو القاسم! با عبد اللَّه چه کار داری؟ به خدا سوگند او عقلش را از دست داده و جامه اش را آلوده می کند و از من امر عظیمی را می خواهد. فرمود: مرا به نزد او ببر! گفت: آیا مسئولیت آن بر عهده خود شماست؟ فرمود: آری، گفت: داخل شو. پیامبر داخل شد و او را دید که در قطیفه است و با خود زمزمه می کند. مادرش گفت: ساکت باش و بنشین که این محمّد است که به نزد تو آمده است و او ساکت شد و نشست، و به پیامبر (ص) گفت: خدا این زن را لعنت کند! اگر مرا به حال خود می گذاشت به شما می گفتم که آیا او همان است؟ سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: چه می بینی؟ گفت: حقّی و باطلی را می بینم و عرشی را می بینم که بر روی آب است. فرمود: شهادت بده که خدایی جز اللَّه نیست و من رسول خدایم. گفت: بلکه تو شهادت بده که خدایی جز اللَّه نیست و من رسول خدایم! خداوند تو را به رسالت سزاوارتر از من قرار نداده است. چون روز دوم فرا رسید پیامبر نماز صبح را با اصحابش خواند. سپس برخاست و همراه اصحاب به درب خانه آن زن آمدند و پیامبر در زد. مادر عبد اللَّه بیرون آمد و گفت: داخل شو و او بر بالای درخت خرمایی بود و آواز می خواند. مادرش گفت: ساکت باش و پایین بیا که این مرد محمّد است که به نزد تو آمده است و او ساکت شد. بعد از آن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت: خدا این زن را لعنت کند اگر مرا به حال خود می گذاشت، به شما می گفتم که آیا او همان است؟ چون روز سوم فرا رسید پیامبر نماز صبح را با اصحابش خواند. سپس برخاستند و به آن مکان آمدند و دیدند او در میان گوسفندان است و آن ها را می راند. مادرش به او گفت: ساکت باش و بنشین که این محمّد است که نزد تو آمده است و او ساکت شد و نشست و در آن روز آیاتی از سوره دخان نازل شده بود و پیامبر اکرم آن آیات را در نماز صبح خوانده بود. پیامبر فرمود: آیا به یکتایی خداوند و رسالت من شهادت می دهی؟ گفت: بلکه تو باید به یکتایی خداوند و رسالت من شهادت دهی که خداوند تو را به رسالت سزاوارتر از من قرار نداده است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من چیزی را برای تو نهان کرده ام. آن چیست؟ او گفت: دود، دود. پیامبر فرمود: دور شو که تو از اجلت در نگذری و به آرزویت نرسی و تو جز به آنچه برایت مقدّر شده است؛ نایل نشوی. سپس به اصحابش فرمود:ای مردم! خداوند هیچ پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد، جز آن که قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری که فاصله بین دو گوشش یک میل است، خروج کند. او به همراه بهشت و دوزخ و کوهی از نان و نهری از آب خروج می کند و بیش تر پیروان او یهود و زنان و اعرابند و به همه کرانه های زمین جز مکّه و دو حومه آن و مدینه و دو حومه آن درآید.