داستانهای آموزنده از حضرت یوسف علیه السلام صفحه 38

صفحه 38

حمله ور بود زانو نزند .

و این درسی است برای همه انسانهای آزاده ای که می خواهند در میدان جهاد نفس بر این دشمن خطرناک پیروز شوند .

امیر المؤ منین علی علیه السلام در دعای صباح چه زیبا می فرماید :

اگر به هنگام مبارزه با نفس و شیطان از یاری تو محروم بمانم این محرومیت مرا به رنج و حرمان می سپارد و امیدی به نجات من نیست .

و در حدیثی می خوانیم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گروهی از مسلمانان را به سوی جهاد فرستاد هنگامی که با بدنهای خسته و مجروح باز گشتند فرمود : آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را انجام دادند ، ولی وظیفه جهاد اکبر بر آنها باقی مانده ، عرض کردند :

ای رسول خدا ، جهاد اکبر چیست ؟

حضرت فرمودند : جهاد با نفس . (44)

45 : زلیخا به حضرت یوسف تهمت زد

گفته اند : چون حضرت یوسف علیه السلام با آن همه اصرار و تحریک زلیخا مواجه شد تا شاید به وصال یوسف نائل گردد ، یوسف پا به فرار نهاد و خویشتن را از آن خواسته نامشروع زلیخا نجات دهد . زلیخا نیز به دنبال آن بزرگ مرد شتافت تا او را بگیرد ، هنگامی که نزدیک در رسیدند ، زلیخا که عقب سر یوسف بود و نتوانست او را باز گرداند به ناچار دست برد و پیراهن یوسف را از عقب پاره کرد ، هنگامی که زلیخا پیراهن یوسف را از عقب پاره نمود و هر دو از در خارج شدند ، شوهر زلیخا را نزد در یافتند والفیا سیدها لدی الباب که سید به لغت قبطی

به معنی شوهر است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه