داستانهای آموزنده از حضرت یوسف علیه السلام صفحه 61

صفحه 61

یوسف علیه السلام نمی خواست به سادگی از زندان آزاد شود و ننگ عفو شاه را بپذیرد او نمی خواست پس از آزادی به صورت یک مجرم یا لااقل یک متهم که مشمول عفو شاه شده است زندگی کند .

او می خواست نخست درباره علت زندانی شدنش تحقیق شود و بی گناهی و پاکدامنیش کاملا به ثبوت رسد ، و پس از تبرئه سربلند آزاد گردد و در ضمن آلودگی سازمان حکومت مصر را نیز ثابت کند که در دربار وزیرش چه می گذرد ؟

آری او به شرف و حیثیت خود بیش از آزادی اهمیت می داد و این است راه آزادگان .

جالب اینکه یوسف علیه السلام در این جمله از کلام خود آنقدر بزرگواری نشان داد که حتی حاضر نشد نامی از همسر عزیز مصر ببرد که عامل اصلی اتهام و زندان او بود تنها به صورت کلی به گروهی از زنان مصر که در این ماجرا دخالت داشتند اشاره کرد .

سپس حضرت یوسف فرمود : اگر توده مردم مصر و حتی دستگاه سلطنت ندانند نقشه زندانی شدن من چگونه بوسیله چه کسانی طرح شد ، اما پروردگار من از نیرنگ و نقشه آنها آگاه است ان ربی بکیدهن علیم . (77)

69 : به دستور یوسف : بالای سر زندان نوشتند اینجا قبر زندگان است

زمانی که حضرت یوسف علیه السلام در زندان بود ، رفیقی مهربان ، پرستاری دلسوز و دوستی صمیمی و مشاوری خیرخواه ، برای زندانیان محسوب می شد و به هنگامی که از زندان می خواست بیرون آید ، نخست با این جمله توجه جهانیان

را به وضع زندانیان ، و حمایت از آنها معطوف داشت ، دستور داد که بر سر در زندان بنویسند : هذا قبور الاحیاء و بیت الاحزان ، و تجربه الاصدقاء و شماته الاعداء : اینجا قبر زندگان ، خانه اندوه ها ، آزمایشگاه دوستان و سرزنش گاه دشمنان است .

و با این دعا علاقه خویش را به آنها نشان داد :

اللهم اعطف علیهم بقلوب الاخیار ، و لاتعم علیهم الاخبار : بار الها ! دل های بندگان نیکت را به آنها متوجه ساز و خبرها را از آنها مپوشان .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه